تڪیہ گاهم ڪہ تو باشی بہ ڪوه تڪیہ داده ام انگار تمام دنیا هم آوار شود برسرم دل گرمم ڪہ تو پناه منی و دوستت دارم ️️️
برای من باش بهانه ی زنده ماندنم که تو باشی هیچ چیز نمی تواند مرا از روی زمین بردارد ...
تو برایم همچون آفتاب دل انگیزِ یک صبح برفى میمانى،همانقدر دلچسب بر جانم
رو به هر راهی که می روم... رو براه توام...️ رو به راه سرزمین آغوش تو... رو به راه چشم های تو... من ... حالِ دلم همیشه با تو روبراه است...
تا جهان برپاست مرا عشق تو بس است...️ ️️️
تُ میدانی که من بی تو نخواهم زندگانی...! ️️️
می شود عاشق بمانیم؟ می شود جا نزنیم؟ می شود دل بدهم، دل بدهی، دل نکَنیم؟... ️️️
سقوط زیباترین اتفاق دنیاست ، آنجا که تو در آغوش من می افتی.. ️️️
موسیقیِ صدایت... آرزوییست که صبح ها️ نوازشم کند و آفتابِ نگاهت خواب را از من بِرُباید و اینگونه است صبحهایِ بهشت! ️️️
همه تو را می بینند ، اما من احساست می کنم !
و من تورا به نهایت ممکن دوست داشتن، به بی نهایتی عشق دوست دارم........
چهار دیواری، اختیاری دل خودم است؛ فراوان، دوستت دارم ️️️
و چه عطری بهتر از رایحه ناب تنت...
مرا ببوس بوسه هایت تزریق جان است
آغوش گل این بوی ندارد که تو داری ..️ ️️️
خَندید... حواسِ مَن پَرت خَنده هایَش شُد نَفهمیدم چِه میگویَد بَرایم بِه خودم آمدم کِه میگُفت حَواست کُجاست! آخ کِه چه حَواس پَرتیه شیرینیِ ...️
موهایت را پریشان کن به کنار پنجره برو و آسمان را به نظاره بنشین بی تردید عطر گیسوانت خورشید را وادار به طلوع خواهد کرد آری در پناه گیسوان تو صبح و خورشید آمدنی ست ️️️
و بعد.. خنده ات به یادم آمد گفتم که: اگر بودی، باز دوستت می داشتم️
چه عاشقانه ای خواهد شد وقتی نگاه در نگاه تو نفس در نفس های تو در آغوشی پر از عطرِ تنِ تو آرام بگویم دوستت دارم ️️️
طوری در دلت می نشینم که کسی به غیر من جا نشود ...️ ️️️
گرماے دستانت داغی لبت تبِ تنت و آتشِ آغوشت️ تابستان چه میگوید این وسط؟!
عشق جانَم... دوست داشتنت بدجور به دلم میچسبد تُ.. یک اتفاق فوق العاده اى که بودنت تا بى نهایت اوج عاشقیست️ ️️️
عشق می خوانمت امااا ، ممنوعه ایی جان می خوانمت امااا ، ویرانه ایی کس چه داند عشق ممنوعه ات آباد کند جان ویرانه ام
اوج خوشبختی ست وقتی کسی باشد که تو را آنگونه دوست داشته باشد که دلت می خواهد