پنجشنبه , ۱ آذر ۱۴۰۳
من خیلی آرومم همه چیز مرتبه آرومم دقیقا مثل آب ۹۹ درجه ...!...
خودش را به آتش کشیدکسی که نیمه پر لیوانش بنزین بود!...
همه جای جهان مقدس است با از دست رفتن یک کشور همه دنیا از دست میرود مانند بادکنکی که به هرجای آن سوزن بزنی تمام آن نابود خواهد شد( عرشیا رمضانی)...
وسعت ذهن یک انسان است که بزرگی او را مشخص میکند ✍️🌱عرشیا رمضانی...
سخت ترین انتظار اون زمانی هست که منتظر برگشتن چیزی یا کسی هستی که سخت به دستش اوردی ولی آسون از دستت رفته بی دلیل بی خبر بدون نشونه سخت ترین انتظاره چون عقلت میگه برگشت غیر ممکنه ولی ته دلت هیچ وقت نمیخوای باورش کنی و فقط میتونی تا آخر انتظار بکشی ......
وقتی قهوه میخوری از تلخیش لذت میبری اما وقتی بادوم میخوری اگه تلخ باشه میندازیش!چون از بادوم انتظار تلخی نداری!بحث، بحث انتظاره همین ......
چقدر ناگهان همه دنیای یک آدم در یک روز تنها در چند ساعت از بین میرود تمام رویاها و تمام آرزو هایی که چیزی نمانده بود تبدیل به واقعیت شوند به ناگهان ناپدید میشوند و جای خود را به غم و احساس ناباوری میدهند چقدر راحت یک انسان از اوج شور و اشتیاق و عشق ناگهان به مرز نابودی میرسد چقدر راحت ......
سال ها طول کشید که متوجه بشم درختی که زرد نمیشود خیلی وقت هست که مرده است...
و درد به مویرگ هایمان رسیده بود اما هنوز لبخند میزدیم...
منتظر باشیم اما معطل نشویمتحمل کنیم اما توقف نکنیمقاطع باشیم اما لجباز نباشیمصریح باشیم اما گستاخ نباشیم... بگوییم آری اما نگوییم حتمابگوییم نه اما نگوییم ابداشکست بخوریم اما دوباره تلاش کنیم......
ثانیه ها و دقیقه ها و ساعت ها و روز ها و هفته ها و ماه ها و سال ها در انتظار رسیدن به مقصدی هستیم که فکر میکنیم به خوشبختی میرسیم مقصدی که هرگز وجود ندارد مثل لبه کره زمین! خوشبختی لحظه لحظه همین مسیر هاست...
همیشه خواستن به معنی توانستن نیست توانستن خیلی وقت ها لازمه خواستن است باید بخواهیم که بتوانیم و باید بتوانیم که بخواهیم فقط هر کدام بستگی به شرایط دارند...
اشک ها حرف هایی هستند که هیچ وقت گفته نمیشن......
فردا اگر روز خوبی بود مرا برای دیدن باران،برای قدم زدن کوه های پاییزی، برای رقصیدن در برگ ریز، برای دوست داشتنبیدار کنید؛از گریستن خسته ام؛از رنج ها، خسته تر......
نظام اقتصادی جهان باید متحول شود و گام اول این تحول غیرمتمرکز کردن سیستم مالی هست که توسط بلاکچین و رمز ارز ها در حال انجام است...
از یک سنی به بعد، زیاد حرف نمی زنی، زیاد ذوق نمی کنی، زیاد نمی خندی و زیاد به دل نمی گیری.از یک سنی به بعد، منطقی می شوی، دنبال عشق نمی گردی، موزیک های تازه گوش نمی کنی، لباس های ساده می پوشی، رنگ های ساده انتخاب می کنی، ساده راه می روی و هرچه روانت را زیر و رو می کنی، هیجان چندانی برای ابراز نمی یابی.از یک سنی به بعد، به آرزوهای دیرینه ات می رسی، اما انگار دیر شده و تو دیگر دلی برای اشتیاق نداری و از وقایع و رویدادها، مانند گذشته متاثر نمی ش...
آموخته ام که هیچ گاه نجابت و تواضع دیگران را به حساب حماقت شان نگذارم ....
چقدر سخت است همرنگ جماعت شدن وقتی جماعت خودش هزار رنگ است ....
ترجیح می دهم حقیقتی مرا آزار دهد، تا اینکه دروغی آرامم کند...
اینطور فکر کنیم....شاید برفها نشانه ی اعتراض خداست ، شاید یک فرصت است یک شانس!!!خدا پاک کنش را برداشته و میکشد به روی همه ی بدی ها...پاک کن سفیدش را می کشد ....به روی من..... به روی توبه روی زشتی های خیابان ها.... و همه جا را سفید میکندخوش شانس بودی که پاک کن خدا به روی تو هم باریدهبیا و با بدی هایت سفیدی برف های خدا را سیاه نکن......
چقدر زیباستکسی را دوست بداریمنه از رویِ “نیاز”نه از رویِ “اجبار”و نه از رویِ “تنهایی”فقط برای اینکه …ارزشِ “دوست داشتن” دارد...
مقایسه کردن خود با دیگران؟این فقط یه معنی داره بی ارزش کردن و توهین به خود...
به هرکسی اعتماد نکن به کسی اعتماد کن کهاندوه پنهان شده در لبخندتعشق پنهان شده در خشمتو معنای حقیقی سکوتت را بفهمد . . ....
خدا زمین رو گرد آفرید تا به انسان بگههمون لحظه ای که فکر می کنی به آخر دنیا رسیده ایدرست در نقطه آغاز هستیآغازی که شاید هیچ وقت آن را پیش بینی نمیکردیم آغاز یک راه جدید و شروع دوباره...
خوشبختیهمیشه داشتنِ چیزی نیست.خوشبختی گاهی لذت عمیقاز نداشته هاست!«یک نوع رهایی» که شبیه به هیچ چیز نیست؛ و گاهی ساده و غیرقابل تصور است....
شما به چه کسی انسان میگویید؟شاید بهترین جواب این باشد جدا از هر نوع دین و آیینی جدا از هر نوع جنسیت و نژادی جدا از هر چیزی انسان کسی هست که به هم نوع خود آسیب نزند چه مالی چه جسمی و چه روحی شاید خیلی پیچیده اش کرده ایم شاید حقیقت همین هست به همین سادگی انسان کسی هست که به هم نوع خودش آسیبی نزند...
کاش میشد بدون نگرانی زندگی کرد حتی برای یک لحضه رها از تفکراتی که ذهن هایمان را درگیر کرده آن وقت میشد لذت برد از هر لحضه از هر ثانیه بدون نگرانی از چیزی کاش فقط برای خودمان زندگی میکردیم و یادمان نمیرفت فقط یک بار فرصت داریم...