متن غم زده
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات غم زده
در انتهای شبی سرد و یخزده
من بودم و دلی شکسته و غمزده
پرسید آینه ز من: «حالِ تو چطور؟»
گفتم: «شبیه شاخهٔ بیدی تبر زده»
صدیقه جُر
آن روز خواهد آمد آن روزِ مقدس که فراموشی
و شادی همچون عسل غلیظ در کام انسان غمزده آب شود و شکوفههای جوان و رنگارنگِ بهار، بر تمامیِ زمین خشک و تشنه بپراکند.
#ث ر ی ا س ل ط ا ن ز ا د ه
می توان زیبا زیست
می توان زیبا دید
بلکه شاید دل ما را غم او بود که چنین عاشق کرد؛
نه غم دوران ها،...
که دل ما را بِفِسُرد و به کهی باطل کرد
در حال بارگذاری...