متن چامک
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات چامک
محبوب من
حتی ظرفهای شسته
زیباتر میشوند
وقتی تو از کنارشان میگذری
وسایل خانه هم
عاشق تو هستند انگار.
دلم دشتیست که
شادی سالهاست، از
آن کوچ کرده، است
کویر حتی
خاطرهی باران را هم
از یاد برده است
«آمدی جانم…»
نمیگویم اما
فال میگیرم
حافظ را شاید
یکی از این شعرها
تو را برگرداند
در جمع نمیخندم
خنده برای کسیست
که جگرش اینهمه
خونآلود نیست
باز هم امشب سرم
در گریبان خیال و
چشمهایم پر از
راههای نرفته،است
شبها سرم را روی
شانهی شعر میگذارم
و با صدای گیتار در خیال
غمهایم را یکی یکی
میشمارم
دلم. اناریست
که کسی آن را نشکست
اما خون از درونش راه افتاد
✍🏼بیتو
فراموشم مکن
بی تو زخم،
نام دیگرِ من است
دستهای پدرم
گرمتر از خورشید
زمستان بی مهری
را شکست
وقتی تو لبخند میزنی،
ماه از خجالت سرخ میشود
و شب تمام رازهایش
را در دامن تو می گذارد،
موجها نامت را زمزمه میکنند،
و من بیصدا در آغوش دریا،
میان رویاهایم با تو قدم میزنم
امشب
کنارِ شعر و صدا
غمهایم را
دانهدانه
میشمارم
وطنم همان پرنده ی
زخمی، ست
که از تحریم و گرانی
به ستوه آمده
اما هنوز پرواز یادش
نرفته است،
با یاری حق
بر می خیزد،
در اوجِ درد مشترک
نه گریختیم نه شکستیم،
ایستادیم و ایستادن
نام دیگر همدلی شد.
همدلی
از همان لحظه شروع شد
که فهمیدم در این
زندگی سرد تنها نیستم.
در اوجِ درد مشترک
نه گریختیم نه شکستیم،
ایستادیم و ایستادن
نام دیگر همدلی شد.
همدلی
از همان لحظه شروع شد
که فهمیدم در این
زندگی سرد تنها نیستم.
موجها نامت را زمزمه میکنند،
و من بیصدا در آغوش دریا،
میان رویاهایم با تو قدم میزنم
گذر زمان
زمان روی صندلی شکسته
به خواب رفته بود، ولی گاهی
خندهای خاموش در گوشِ
دیوارهای خانه نجوا مییکرد
پدرم به تنهایی یک لشکر بود
چامک
✍🏼دوستت دارم
حتی حالا،،
حتی وقتی فاصله
بین مان نام های مختلف دارد:
قبر، خاک، آسمان، سکوت
دوستت دارم و این عشق
هیچ راهی برای رسیدن ندارد
جز دور زدنِ مدامِ دلتنگی.
باغچه، خانه مان هنوز همان
تکدرخت تاک پیررا نگه داشته
انگار...
در غرقابی چشمانت
احساس چکامه ای
تراوش میکرد
به زیبایی عشق
چگونه انکار کنم
عشقِ ماه و برکه را؟
حتا سکوت، با اشارهی تو
واژه را به دار میکِشد…
مرا خواب کن
که آلوده ی بُغضِ
شبم....