یک عمر هوای دل خود داشتم اما یک لحظه نگاه تو بهم ریخت دلم را...️ ️️️
او را نه تنها دوست داشتم بلکه همه ذرات تنم او را میخواست... ️️️
عشقی که ازم دزدیدی چند بهم میفروشی؟!
رویای حضورت را به جهانی نمی فروشم تو شیرین ترین داستان برای گذران شبهای بلند زمستانی
نکند دست کسی،دست تو را لمس کند! کاش این دلهره اینقدر،دل آزار نبود...!
تمام جهان را بگردم بازجگر گوشه ام تویی
حرف برایِ گفتن زیاد داشتم اما نمی دونم چرا نتونستم هیچ کدوم رو بنویسم فقط اینکه دلم خیلی برات تنگ شده....
گاهی دلم برای خودم تنگ میشود، دائم برای تو...
مثل قایم باشکِ دوران خوب کودکی هرچه از تو میگریزم، باز پیدا میکنی...
یادهای تو دریاست و من نهنگ گمشدهای که در پی قویی ، در جویی غرق شد . . .
به غیر از با تو بودن نیست هوایی بر سر من
نفسام به نفسات بندن
همه چیز... از یک دوست داشتنِ ساده شروع شد! تو گفتی : دوستت دارم و من تا عشق تا بینهایت تا خدا... پرواز کردم!
با هیجان دوستت دارم. مثل رد شدن از رودخانه وارد شدن به منطقهی شکار ممنوع یا بریدن ترمز در سراشیب جاده دوست داشتنت زیباست اما خطرناک...
و حرفهایت تسکین دهنده حال خرابمه
کلمات هم نمیتونَن بیان کنن که چقدر دلم برات تَنگ شده
قلبم فقط برای تو میتپه
می دانی از وقتی دلبسته ات شده ام همه جا بوی بهشت می دهد؟
به چشمانت نگاه انداختم لرزید پای من گمان می کردم از سرما همه لرزان در این شهرند
تو در یادم چو معبودی
یک روز نبینمت دلم میگیرد
دلیل آرامشمی
کاش یک صبح هوای مرا دلت بهانه کند ...
فکرت نمیذاره بخوابم