گر ناله کنان دل به تو بندم عجبی نیست جنسی که نفیس است به فریاد فروشند
یک لحظه نشد خیالم آزاد از تو
عشقست نه زر نهان نماند العاشق کل سره فاش
یلدای موهایت هرگز مباد بدست باد
خوشبختی یعنی : حک شدن اسم من و تو روی کارت عروسیمون!
با من بمان و سایه ی مهر از سرم مگیر من زنده ام به مهر تو ای مهربان من!
مگر چند بُعدی؟ صدایت هم دست دارد به گوشم میرسد دلم را نوازش میکند
تا خدا هست پریشان نشود خاطر من
زندگی کن! معطل آدما نباش...
خودت برای خودت نور باش
نمی دانی که چقدر ناتوان ام وقتی که دستانت از دستانم دور مانده اند
یارب از هر چه خطا رفت هزار استغفار
شیرینی هاشور لبت قند فریمان خلخال و خطو خال لبت خطه گیلان
هزار دیده به روی تو ناظرند و تو خود نظر به روی کسی بر نمی کنی از ناز
رسیده اند دوستت دارم های کال با آمدنت
چال گونه کَنده ای اینجا و آنجای لَبت لا مُروّت من خودم لَنگم،دگر دامت چه بود!
هر وقت غمگین شدی،تو از غم هات تندتر بدو!
وقتی از زندگی کسی رد میشی ردپای قشنگی از خودت به جا بذار...
زیاد آسون نبخش بذار یاد بگیرن اشتباه نکنن
رنج دنیا،فکر عقبا، داغ حرمان ، درد دل یک نفس هستی به دوشم عالمی را بار کرد
عشق در دریا غرق شدن است و دوست داشتن در دریا شنا کردن.
دوست داشتن برتر از عشق است!
من تو را به اندازه ناکامی ام در داشتنت می خواهم
چه دل ها بردی ای ساقی به ساق فتنه انگیزت دریغا بوسه چندی بر زنخدان دلاویزت