متن کوتاه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات کوتاه
تنـــها ڪار عشـــــق...
ساختن غـــــم ها ایست ڪه،
مــــا از پس ساختن شان بر نمی آییم.
ڪاش هیچ حسی نداشتم.
وقتی پیــدا شدی به چشمانت،
وقتی هم گـــم شدی باز به چشمانت.
کاش می شد ؛
برای دردهای زندگی هم
بیحسی تزریق کرد ...😔💔
اَزم پرسید :
تازگیا چی میزنی ایقد آرومی؟
گفتم : قید آدما رو ...
همیشه جوری زندگی کن که ؛
“ای کاش”
تکیه کلام پیریت نشود ...
و اینگونه بود...
که ما فهمیدیم
عدهای ، در لباس دوست
عجیب ..!!!
دشمنند...
زنان فقط در خانه هایی تحقیر می شوند که مردانی حقیر و احمق حکم می رانند
آبـــادتر است ایـــن دل ویــــرانه ز دیـروز
امروز که شد عشق تو چون زلزله در جان
رویای آب و نان
تقلیل نرخ جان
ارزانیِ گران
صد جان فدای خاکم و مردم شریف و غیور ایران هستم که دل و زبانم یکیست..
فقط בر شعـــر هایم میتوان فهمیـב.
چه ها ڪرב آن سیه چشمان تـــو با مـــا.
سلام بر چشمانی ڪه هر ڪجای دنیا باشم.
مثل ماه در آسمان خاطرهایم میدرخشد.
بعضی سکوت ها حرف دارن ؛
بعضی نگاه ها بغض
و بعضی لبخندها درد ....
من اینطوریم که:
صبر میکنم، صبر میکنم، صبر میکنم؛
یهو همه چیو نبوسیده میذارم کنار...
غم که از حد بگذرد دل حسِ پیری می کند
سنِ هر کس را غمش اندازه گیری می کند
سکوت من به خاطر شخصیت خودمه
وگرنه ؛
نه شما زرنگی نه من بی خبر ...
یار دیرین
مرا از دام خود بیرون نکن ای شور شیرینم
بکش در سایه آغوش خود ای یار دیرینم
هر بار در جنگل
اره برقی زوزه می کشد،
تکه ای از تن آینده کنده می شود
در من
هزار افتاب
طلوع می کند
اگرتوبفشاری
دستهایم را
دوراز تو
دیوار حوصله ام کوتاه
به تلنگری می ریزد
خشت خشت ِوجودم
چه فرق دارد
پنج شنبه یاجمعه
توکه نباشی
دلتنگی بیداد می کند
سرچشمه ی رودی تو
بر من همه سودی تو
چون موج پریشانم
آرام وجودی تو
زلزله آمد و رفت
اما
در گسل وجودم
هنوز از پس لرزه های نگاهت می لرزم
قصد داشتم
ده سال دیگر عاشق شوم،
اما
تو زودتر آمدی..