به زنده بودن من نام زندگی مگذار که این غریب فقط رنجِ زندگانی برد
پلک بگشا تا صفحه ی صبح ورق بخورد
راه ها/ در جستجوی/ جای پاهای باقی مانده اند. برف اب شده است
کلمات/ کلافی سر در گم اند خیابان رودخانه ای سرخ
کسى که جرات دست زدن به خار را ندارد ، هرگز نباید آرزوى گل سرخ را داشته باشد ...
تا که از جانب معشوق نباشد کششی کوشش عاشق بیچاره به جایی نرسد
عشقم ، ولنتاین با تو و در کنار تو زیباست
هیچ راهی دور نیست ، وقتی جهانم ، آغوش توست . ️️️
هستم تا تهش با تو...
بودنت عمر دوبارست......
روزگاری هماگر دیوانه ات بودم گذشت...
از آنکه با دلِ ما کردهای؛ پشیمان باش ...
سخت است که تنهایی خود را بچلانی تا چکه کند تنهایی از گوشه ی چشمت
محبوب من! شما نباشید، همهی بغضهای جهان در گلوی من است...
از رنجى که میکشیم پیداست که به انچه باید عمل نکرده ایم....
سرشارم از تنهایی و پنجره ام ضرب بارن نیست
داروی شفابخش روح آدمی، فلسفه است.
بانکها از ارتش آماده به جنگ، خطرناکترند.
زنان را فقط به این دلیل به اتهام جادوگری به آتش کشیدند که زیبا بودند.
گرگها خوب بدانند ، در این ایل غریب گر پدر مرد ، تفنگ پدری هست هنوز
دهه فجر مقطع رهایی ملت ایران است . مقام معظم رهبری
آشفته کرد / موی سرش را آذر/ دف می زند پاییز
جانا سرم از فکر تو خالیست،دلم راچه کنم؟ ️️️
میخواهمت خواستنی تر از هر وقت دیگر عاشقانه تر از هر کس دیگر