با چراغی همه جا گشتم وگشتم در شهر هیچ کس، هیچ کس اینجابه تو مانند نشد
به شانه های غمم تکیه کن میان اشک. که گریه می فهمد ؛ مردهای تنها را
گیرم که نهان برکشم این آه جگر سوز با اشک تو ای دیده ی غماز چه سازم
کجا بجز کنار من به عشق انقدر نزدیکی ؟
حرفها را به کوه میگفتم ... از موم نرمتر میشد
باید رفت ! و این لغت رفتن چقدر سخت است...
نه نام کس به زبانم، نه در دلم هوسی ز زندگیم همین بس که می کشم نفسی
-یک زن ؛ هرگر نمی رود ... تنها از آنچه که هست ، دست می کشد…!
مستم و دانم که هستم من ای همه هستی ز تو آیا تو هم هستی؟
-کسی چه میداند ! شاید این دنیا ؛ جهنم یک سیاره ی دیگر است…
دزد اگر شب گرم یغما کردن است دزدى حکام روز روشن است ...
هر کسی به اندازه ضربه هایی که خورده، تنهاییشو محکم تر بغل کرده...
هر شب سرم را روی شانه ات میگذارم یادم می افتد نیستی سقوط می کنم......
تو آرامش لحظه های منی تو لبخند خوب خدای منی
گویی مرا شبت خوش خوش کی به دست آتش ؟ آتش بوَد فراقت
آغوش تو دلچسپ ترین حلقه ی دنیاست
شاید گاهی نشود یادت کنم... اما هرگز یادم نمیرود ک چقدر دوست دارم..️
سلامتی کسی که رفت!ولی باور رفتنش برای کسی که تنهامونده خیلی سخته... دلتنگتم
تبریک ویژه به متولدین آبان ماه تولدتون مبارک ️ ️️️
با تو چه زندگیایی که تو رویاهام نداشتم
وقتی همه چیز خوب و خوشه، زندگی کردن هنر نیست.
باران باشد تو باشی یک خیابان بی انتها باشد به دنیا می گویم خداحافظ!
از گلی که نچیده ام عطری به سرانگشتم نیست خاری در دل است.
ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﺪ ﻫﺮﮐﺴﯽ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺩﻟﺶ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻻﺍﻗﻞ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﺏ ﺑﺒﯿﻨﺪ ...