هنوز کلی آدمِ اشتباه تو دنیا هست که باهاشون آشنا نشدم
افتاده جهانی همه مدهوشِ تو لیکن افتادهتر از من نه و مدهوشتر از من
ازخنده ات همین مانده برایم یک البوم عکس
توخواب یا رویا :بپری بغلش بوسش کنی هیچوقت بهش نمیرسیم
درسته روزای سخت میان و میرن ولی ما دیگه اون آدم همیشگی نمیشیم
من هیچوقت اونقدر سرم شلوغ نمیشه که دلم برات تنگ نشه
خدایا رگ ِ گردنو بیخیال بغلم کن
تو دنیای تو گم شدم پیدا شدنی نیسم
باآنکه دلش بسته به دلهای دگربود دیوانه دلم بازگرفتاردلش بود...
زندگی بهم یاد داد همه رو ببرم رو انگشت وسطیم
اولا:دوست دارم دوما:اولا
انتظار داشتن شعور از بعضی ها، مثل شرط بستن رو خر تو مسابقه اسب سواریه
اومدن بعضی آدما تو زندگیمون،همون چوب خداست
بعضیا خودشون میخوان یادگار باشن نه موندگار
باید بمیری تا عزیز بشی
آدما به اندازه غماشون پیر میشن نه سن و سالشون
تو اصن همونی هستی که شهریار میگه: بدون وجودش شهر ارزش دیدن هم ندارد
یه شیر خودش رو نگرانِ عقاید گوسفندا نمیکنه !
مهربون بودن تو اوج مغرور بودن جذابیت خاصی داره
یه نفر باشه که دلِ شنیدن داشته باشه گوش رو که همه دارن
پی به معنی بردهام در عالم صورت پرستی گر تو محو صورتی، من مات صورت آفرینم
آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست هر کجا هست خدایا به سلامت دارش ...
تمام چیزی که در دلم هست فقط دو کلمه است : دوستت دارم
عیش است بر کنار سمنزار خواب صبح نی، در کنار یار سمن بوی خوشتر است