عشق یعنی کہ جہان غایب و تو حاضر قلبم باشی
وابستگی نه جرمہ نہ درده خوده مرگہ
عشقم تو بغل کردنی ترین موجود دنیایی
دقیقا از همون جایی که میگی دیگه مهم نیست دقیقا از همون جا مهمه
بعضی حرفا هست کہ آدم فقط دوست داره از یکنفر بشنوه مثل دلم برات تنگ شده
کاش کسی پاییز را سر و ته می کرد برگها به درخت میچسبیدند، به من!
خوشبختی یعنی همه چیزت پیش یه نفر باشه دلت،فکرت،نگاهت
گنجشک/می خوانَد/گلوی پنجره /می شکوفد/سپیدی/جارو می کشد/کوچه ها را
روی دیوار هم ،یادگاری بنویسید. آدمیزاد با مرور خاطرات زنده اس
پایبند یک قلبم
من میخوام اون کسی باشم که باعث میشه بگی: از وقتی دیدمش زندگیم تغییر کرد
دل به کف غصه نباید سپرد اول و آخر همه خواهیم مرد
دلم میخواد هر چی دختر دورشه رو خفه کنم عادیه نه؟
تو هر شرایطی دردت به جونم
عشقم روزای سختمونم تموم میشه غصه نخوریا ،باشه؟؟! . .
شاید نمیدانی ولی تمام رویای من در لبخند تو خلاصه میشود...
-بیا بازى +چه بازى؟ -تو بخند +خب؟ -من بمیرم برات!
بعضی حرفا هست که آدم فقط دوست داره از یکنفر بشنوه، مثل دلم برات تنگ شده
میگن هر چه بیشتر حستو برای یک نفر مخفی کنی بیشتر عاشقش میشی
سیر نمی شوم ز تو ای مه جان فزای من
هنوز/ سکوت/ ریخته در خیابان/پرت می شویم/ از این سکوت/به آن سکوت
تکه ای نان کمی نمک گرسنگی برد برکت سفره را
ابرهای سیاه ره آورد آورده اند زنبیل زنبیل شب روی شانه ی روز بلند
تشنگی مفرط روزنه ها/ تماشایی است/ پاییز