متن جنوب
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات جنوب
کسی مُرده است
و بادها میگویند
نه به دار است نه به بار
داغِ دلِ جنوب
از شینِ شناسنامه
به برگِ آخرش رسیده
من، نخلی بی سر
که جعبهی خرمایش را
دستش دادهاند
نشستهام کنار جادهای
به انتظار
شاید ماشینی پایم بایستد
مرا «نفر» حساب کند
و اگر مهربان باشد...
اهواز، شهری که خورشید را با نخلها قسمت میکند و کارون، هر شب ستارهها را در آغوشش میشمارد… بوی خاک بارانخوردهاش شعر میشود، گرمایش آغوش، و غروبهایش قصهای که هرگز کهنه نمیشود. اینجا، نبض جنوب میتپد، اینجا، دل من خانه دارد
تاریخ انتشار
۱۳ اسفند۱۴۰۳
بهار در خزان..
باز جوانه زدی
بوسه بر چشمی
عاشقانه زدی
در میانه راه
لابلای هزار..
برگ عاشقی
آشیانه زدی
بهار را گفتم..
اینجا جنوب ست و خزان بار سفر بسته
اینجا هزاران عاشقی از این جهان رسته
اینجا بهار از نو سرود عشق می خواند
اینجا زمین و آسمانش...
ای خاک به خون شسته چرا بر سر مایی
از ما تو چه دیدی که چنین پیک بلایی
هر گوشه ی تو ریخته است خون جوانی
انگار فراموشِ تو شد خاک کجایی
دانم که تو از درد خیانت به عذابی
رسم این نَبود دادِ خود از ما بستانی
روز و...
قابل توجه کسانی که با لاتی میگن:
ما جنوب تهران میشینیم.
باید به عرضشون برسونم:
ما جنوب ایران میشینیم