متن ایران
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات ایران
هر کجا باشم کنم جان را فدای میهنم
عزّت و نیکی بخواهم از برای میهنم
نام زیبایی که باشد نام این خاک کُهن
نام او ایران و باشد او همای میهنم
هر چه گویم وصف فرزندان ایران را کم است
پاسداری می کنند از جا به جای میهنم
کشورم باشد...
وطنم، ایران
جان فدای خاک پاکت ای همه دلبستگی
مست از جام جهانت، جان و روانم با تو مست
چشمِ دل قربان خاکت، دل به دریای امید
خاک کویت سرمهٔ چشم، و، جهانم با تو مست،
ما ز نسل ایران و ایمانیم
بهر حفظ کشور چو طوفانیم
وطنم، ایران
جان فدای خاک پاکت ای همه دلبستگی
مست از جام جهانت، جان در راه تو مست
چشمِ دل قربان خاکت، دل به دریای امید
خاک کویت سرمهٔ چشم وجهانم با تو مست،
باز چه شبی، چه بارونی
چه زمستون نا مهربونی
هوای همدلی چه ناجوره،
امان از دردم سلطان قلبم
روزاش بوی غم داره،
جانم فدایت، ای مهربانم
مام من خسته و غمگین
روی قلبش یـه غم سنگین
امان از این وعده ی رنگین
به دلش داغ غنچه ی خونین
ای نازنیم...
✍🏼ایران سر فراز،
ای ایران ای سرای پاکان و فرزانگان
مهدِ داد و خرد، گهوارهٔ مردان پاک
از فریدون و جم تا کوروش دادگر
نام نیکت مانده در دفترِ روزگاران
البرزت تاجِ سر، خلیجت گوشوار
دشت و کویرت پراز راز نهان و آشکار
رودهایت چون خونِ زندگی در رگِ خاک...
دینم چراغیست که در تاریکترین شبها خاموش نشد، آیینم ریشهایست که مرا سر پا نگه داشت، و ایران سرزمینیست که با تمام زخمهایش هنوز تپش قلب من است
یا سرزمین مادری
یا مرگ
«فرشوگر»
آه ای مادر،
میهنم، ای ایران،
آسمانت تاریک، آلوده،
رودهایت، چون رگ غیرت ما،
بر بستر سنگی، خشکیده،
جنگلت، در آتش جهل، سوخته،
دلت خون، شکسته،
روحت خسته،
پرندگانت، زخمی و هراسان،
در باد بیپناهی، آواره.
آه ای مادر،
دشتهایت، در حسرت سرسبزی و آبادی،
نالان،
زمینت، تباه، فرسوده،...
رهایم کن از حصار روزمرگی و غبار فراموشی...
بگذار جانم در نسیم بیپایان حقیقت سبک شود
و نگاهم در روشنای بیکران آگاهی شفاف گردد.
میخواهم سکوت خویش را در آواز ستارگان بجویم...
بر صفحهی آسمان نام خود را با جوهر سپیده بنگارم
و برای حیرانی انسان، شعلهای از حضور باشم؛...
آزاده باشیم و حقیقت را بگوییم
در وادی اندیشه راه حق بجوییم
گاهی بگوییم از غم و بیهم نوایی
از سستعهدیها و رنج بیوفایی
هرچند خوب است از گل و ریحان بگوییم
از شمع از پروانه و هجران بگوییم
هرچند درد عاشقی درد کمی نیست
این درد را غیر صبوری...
همچو یک سروِ روانی
قد کشیدی در وجودم
زندگی کنم تو را ای،
شبنمِ صبحِ نجیبم...!
(تقدیم به رهبر عزیزم💚)
سلامی به زیبایی آسمان
به ابر و به باران و رنگین کمان
سلامی پر از مهر و شادی و نور
به ایران به این خاک پر از غرور
تنت ماسه ی داغ جنوب
گیسویت آبشار زمرد
چشمان بلورینت آسمان کویر
لبانت غزل عاشقانه ی شیراز
تیغ ابروانت زنجانی
و چقدر
در سرزمین آغوشت
ایرانگردی صفا دارد .
شاعر...
بازتاب آگاهی
در سکوت واژه هاست.
شاعر به جای استدلال ، بذر احساس میکارد.
او جهان را با شهود میفهمد و هر شعر ، تکهایست از حقیقتی که ، عقل از درکش عاجز است🌹
شاعر ، نه پیامبر است ـ نه دیوانه...
او فقط بلد است از دل تاریکی...
زیبای خفته..
خفته در خوابست و بیدارش کنید
با دو صد اندیشه هوشیارش کنید
خفته در خوابست آخر تا به کی
تا به کی افسرده بیمارش کنید
این غزل خواندم بدانند مردمان
مردمان وقتست که پربارش کنید
نامش ایرانست نامش زنده باد
مرز شیرانست دلیرانش کنید
میدمد خورشید تاریخ وطن...
چند نکته از حضرت حافظ
جناب حافظ ، شاعر تناقضها نیست ، ایشان خود تناقض هستند.
از منظر ایشان ، شراب و شریعت ، عشق و عقل ، زهد و زخم ، نه تنها در مقابل هم نیستند ، بلکه در همزیستی یکدیگر هستند.
ایشان از تضاد ، گریزی ندارد...
او زن بود...
نه بافتهای از تار و پودِ ناز...
بلکه تنی که لباسش، بندِ تبعیض بود
و زخمهایش...
برگههای امضاشدهی جامعهای که
تنِ زن را ملکِ خاموشی میخواست.
سینههایش، نه مظهر زنانگی،
که میدان مینِ نگاههای قضاوتگر شده بودند...
و سیم خاردار،
فقط لباس نبود...
قابِ قانونِ نانوشتهای بود...
رنگ چشمم گر تو باشی، ارغوانی میشود
حال و روزم بی تو، گویی ناگهانی میشود
چشمهایم خیره میمانند بر در، بیدلیل
انتظارت، دلنواز و نردبانی میشود
اشکها بیمهریات را از نگاهم میبرند
لیک یادت در دلم، حکم خزانی میشود
عشق، دیواریست از موجی پریشان و لطیف
هر که محکم ایستد،...
جهان از ازدحامِ موجِ ماتم، درد دارد
زمان از التهابِ بسترِ غم، درد دارد
از احساسِ نمِ پیوستهی بغضی تبآلود
نهانِ قلبِ ایرانم دمادم درد دارد
ایران من، ای بوم زخمی من، ای کهنه سرزمین،
در هر درد و هر داغت🖤، سربلندی را میبینم🌱🍀
مادرم ایران، تو سبز خواهی ماند🌱🍀
به امید دیدار
در این روزها ، بیشتر از قبل عاشق تهران شدم.
شهری که این روزها مرا بیاد نخل های سوخته جنوب کشور در دوران دفاع مقدس می اندازد.
امشب، وقتی تصویر خانههایی را که مردم ترکشان کرده بودند و نمیدانستند وقتی برمیگردند سر جایش هست یا نه، دیدم......