شعر کوتاه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات شعر کوتاه
اندیشه های کهنه
صدها کارتُنکِ منحط
در ذهنم تنیده است.
(رها)
ذهنم،،،
اشغال می شود،
زیر قدم هایی که؛
بر نداشتی!
(رها)
پرنده ای خسته ست.
--نه میل کوچی وُ،
نه دلی برای ماندن...
خراب باد آشیان سینه ام
غمت را ماندگار کرد!
(رها)
احساساتم گل داده اند!
از رقص پروانه ها
--در درونم می فهمم.
اشک هایم،
بارانی ست یک ریز
می بارد از بلندای آسمان...
باران می بارد،
خدا،
آرزوی دشت را بر آورده کرد!.
برایم،،،
اگرچه ﺗﻮﻓﯿﺮﯼ ﻧﺪﺍﺭﺩ؛
--[بودن در این شهر سیمانی،]
ﺍﻣﺎ،،،
ﺍﺯ ﺑﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻥ پنجره ها،
ﺑﯿﺰﺍﺭﻡ!
(رها)
ریشه میزد
عشقت در خاکم و
تو در گلدان همسایه
جوانه
از جبر روزگار
تا ناقوس مرگ
شانه میکردی
انتظارم را
✅
لانه بغض
می نشاند
پله
پله
خاطرات بی مغز را
بر بال پرنده
اگر
آخرین حرفم
دوستت دارم نباشد
زیستن را
اشتباه کرده ام