شعر
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات شعر
جهان هیچ است، بی تو ؛ ای مَه زیبا
زمان را ، هیچ ؛ پندارم گل رعنا
نمی ارزد ، به هیچ ؛ پایان و آغازی
چو هیچ است، هیچ دانم؛ ای دل شیدا
دوچشمانِ فریبای نگارم
چنین مستم نموده بیقرارم
روم گرچه خرابم با دل تنگ
ولی دانم که بی او من غبارم
ننویس لطفا!
یک جو صداقت توی گندمزار مان نیست
حرف از رفاقت بر سر بازارمان نیست
گرگی برادر های مان را خورده شاید
غیر از لباسی پاره چیزی بارمان نیست
شب زنده داری هایمان را خواب نوشید
صبحی همآوای دل بیدارمان نیست
ای کاش باورهای مان فهمیده باشند
یاری به...
در دل بی تاب دیدم راز عشق
راز دل را گفته ام با ساز عشق
هر سحر بلبل چو بیدل می شود
خوش بخواند او مرا آواز عشق
ای ماه کنعانی من ، دیوانگی ؛ خواهد دلم
پر کن قدح را ساقیا! میخانگی ؛ خواهد دلم
در ظلمت و تنهایی ام،توماهِ تابانم شدی
با عشق آمیزد جنون ، فتّانگی ؛ خواهد دلم
گیسو کمندِ نازنین ، بنما ؛ تو راهِ دلبری
شمعِ شب افروزِ منی ، پروانگی ؛...
ندانی ای نگارم بی وفایی
که مردم بی تو از درد جدایی
تو بردی این دلم را بی قرارم
ندارم از غمت یک دم رهایی
امشب بیا و خستگی هایم جواب کن
یک یک نوشته های دلم را حساب کن
بی مهری ات مشابه کابوس بود گذشت
شکر خدا که آمدی ترک عتاب کن
از دودمان لطف نگاهت کمی به من
یا که به ناز و حلقه ی مویت عذاب کن
با تاب موی تو...
دلم پر درد و درمانی ، ندارد
ز بارِ غم، به جان؛ جانی ندارد
به خود گفتم، در این عالم؛ خدایا
چرا ، این دل ؛ غزلخوانی ندارد
نمی دانم ، چرا ؛ حیران شدم زار
که درد و غصه ، پایانی ؛ ندارد
زمستان رفت، ولی ؛همچون خزانم
چرا...
حال عاشق را نمیداند ،عاقل؛ در جهان
عشق می خواهد، باشد؛ در پی لیلا دوان
قلب عاشق، کوی لیلا ؛ دیده و بی گفتگو
ردپای عشق، ماند تا ابد ؛ در دل نهان
آنکه عاشق را نموده، همچو مجنون بی قرار
نردبان عقل را ، بیگانه داند ؛ در زمان...