شعر
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات شعر
تو مهرت، ذاتی و عشقت خدایی
دلت، دریا و از عالم ، جدایی
تو هر لحظه، دلت بی تاب فرزند
وجودت، پاک و با عشق بسته پیوند
تو مثلِ ابر، هستی پر ز باران
که در تو، یافت معنای بهاران
تو سیمایِ ملائک در زمینی
در این دنیا برایم بهترینی...
ای عشق بیا ساکن دل باز شوی
با باده و می با دل من ساز شوی
از چهره خود پرده برانداز دمی
تا که در میکده دوست تو همراز شوی
مهربانم ! ، باز ، امشب ، دل ؛ گرفتارِ تب است
این دلِ بی حوصله هر لحظه ، جانش ؛ بر لب است
خسته ام ، چون پیرِ کنعانی ؛ به راهِ دیدنَت
بعدِ تو ، از دردِ دوری ، دل ؛ پریشان در شب است
در نبودَت ،...
چشم میرفت به دنبالِ نگار و دل من
می نشست، در غمِ یاری، که بود؛ همچو بهار
دلم از غصه، پر از آتشِ سوزان؛ شده است
مُهر بر لب، زده ام ؛وای ز چشمان خمار
ای تمامت میبرد از من جهان؛
من نهانم،
من نهانم،
من نهان!
در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم!
اصلا به تو افتاده مسیرم که بمیرم!
یا چشم بپوش از منو از خویش برانم؛
یا تنگ در آغوش بگیرم که بمیرم!
بگذار بمیرم، که بمیرم، که بمیرم:)
یاهو
برکه آبی پا به آهم، ماهرویم می رود
آه! می بینم به آهی آرزویم می رود
« گندم از گندم بروید » وای بر من، پس چه شد؟
هر سپیدی می نویسم شاملویم می رود
من مترسک، من گُنه کاری که جرمش عاشقی ست
دوست دارم گندمت را، دار...
جای توفیری نبود
آنچه غم دارد جهان بر شانه ما می دهد
حق ما را این ستم کی بوده! اما می دهد
نوبت هر کس به هر اندازه باشد بی گمان
در تب و تاب زمان پنهان و پیدا می دهد
این یکی را می سپارد دست گرداب بلا
آن...
علی ،از بی وفایی ها؛جدا او
ز ملک و مالِ دنیایی؛رها او
خدایی می کند بر عالمِ دل
به دل ها، آشنا تر ؛آشنا او
جنگ قصه ی ماست در تکرار
می خوریم به اولین دیوار
دخترم! به خدا زندگی زشت است
روز خوب دروغ بود انگار...
◾شاعر: سیامک عشقعلی