نمیشد نگه دارمش تو قفس شبیه فرشته دو تا بال داشت می خواستم بگم عاشقش نیستم نمیشد آخه گونه هاش چال داشت
مثل شب به ماه گرما به خورشید زمستان به برف ببین ! من هم به تو می آیم
با قلبم سراغت آمده ام؛ با تنها چیزی که برایم مانده چون درختی که با تمام برگ هایش خود را به پاییز رسانده است.
گلبارانت میکنم به بهانه بهار در این زمستان، گل برف میشوم به روی سرت
تمامِ شهر را هم که قدم بزنم باز به بازوهایت محتاجم به یک بغلت که درد را به فراموشی بسپارد خیلی می خواهمت... آن قدر که لب خشکیده آب را خیلی می خواهمت... آن قدر که پرنده پرواز را هر صبح با سلامِ تو آغاز می شود و چه شیرین...
خورشید من پشت ابر نمان بخند دل آفتابگردانها به لبخند تو خوش است
قلبی که به من سپرده ای پس ندهم ! دل در گرو توست به هرکس ندهم ! پرواز در آسمان قشنگ است ولی من جای عقاب را به کرکس ندهم !
با شال دست بافت ات گرم میشوم نمیدانم در گره هایش چقدر گل کاشته ای که زمستانم بهار میشود
تو را با پنج حسم میخواهمت بو میکنم موهایت را لمس میکنم دستهایت را چشم میدوزم به چشم هایت گوش میدهم به صدای نفسهایت و میچشم طعم لبهایت را ️
و چقدر جای امنی ست آغوش کسی که بی واهمه دوستت دارد ...️ ️
تو همونی ڪہ اگہ ازم بپرسن امنیت یعنی چی !؟ میگم آغوشش…! ️
تنها چیزی که طعمش هیچ وقت عوض نمی شود دوست داشتن توست همیشه شیرین و دلچسب ️
همه ی وجودم.... همین.... دل است..... تمام. دل️م بیقرارتوست️
این جنگ نابرابر است، قرار نبود چشم هایت را بیاوری !
دوپینگ فقط دیدنش،بغل کردنش،بوسیدنش،شنیدن صداش...اصن هرچیز قشنگی که به اون مربوط میشه ️
این شب بدون آغوش و بوسه هات از گلوم پایین نمیره
حواست هست تو باشی دلم، هزار پنجره رو به بهار است و هزار نغمه ی خوش به سر آغاز، تو باشی بهار دیدنی است..!!.
حواسِ شهر پرتِ باران است حواسِ من آغشته ی عطرِ تو..
تو را میتوان سرود از طعم تماسِ عشق با بوسه از نشتِ عطرِ شیفتگی تا آغوش با همین دو سه سطر ساده ی شعر ...
دستان تو نقاشان ماهرند طرحی کشیده اند در من مختصر به نام عشق… . . . #نیلوفر_ثانی
اردیبهشت، بی قرار ی عاشقانه ی ابرهاست با زمین. اردیبهشت، لب های بوسیدنی تواند در خیابان. اردیبهشت ، یاد و خاطره و زیبایی ست . اردیبهشت ها عاشق که باشی دلت مدام هوای معشوق می کند و بوسه . اردیبهشت ، بی خیالی و عاشقی ست اردیبهشت دوست داشتنی، لعنتی...
کاش میشد تورا تَگ کرد اینجا میان آغوشَم
کاش کسی پاییز را سر و ته می کرد! برگ ها به درخت میچسبیدند تو به من..
و چقدر جای امنی ست آغوش کسی که بی واهمه دوستت دارد .....