از چهارسوی جهان گوشه دنج آغوش تو جان میدهد برای یک عمر دیوانگی کردن...
دیوانگی کم است! برای آنکه نفسش خندیدنش حرف زدنش بوی دوست داشتن می دهد باید باید مُرد...
دلبر جان چه زیبا آمدی نمی دانستم یک نفر را می توان آنقدر دوست داشت همینقدر کوتاه همینقدر عمیق...
گر من به خیال تو نباشم به چه کارم...؟ ️️️
تڪرار شو واسَم تو بهترین اتفاقی.. ️️️
️ چون دوستت دارم راهی پیدا خواهم کرد تا نور زندگی تو باشم، حتی اگر در تاریک ترین و دلگیرترین حال خود باشم
تویی که مایه ى تسکین و اضطراب منی...
تو خوبی و این همه ی اعتراف هاست ... ️️️
در قهوه ای چشم تو خواندم که محال است آنکس که مرا عاشق خود کرد نباشی
بی گمان روزِ قشنگی بشود امروزم چون سرِ صبح، سلامم به تو خیلی چسبید!! ️️️
اِسمتُو مُوندگارتَرین کَلمهِ دنیایِ منه..! ️️️
️ آرامش یعنی حروف اسم تو که برایِ تلفظش مکث میکنم تا لذتِ جان دلم گفتن هایت به جانِ من بنشیند ...
چه شد در من؟نمیدانم فقط دیدم پریشانم فقط یک لحظه فهمیدم که خیلی دوستت دارم
گرمای عشق تو را از هر فاصله ای حس می کنم که زبانه می کشد در من گرمی محبتت باید به تو بگویم چقدر خورشید در آغوش توست که من سال هاست در تب عشق تو می سوزم و چشمانت تنها پنجره ای ست که زیبایی ها را آورده که...
ما را تویی ز هر دو جهان خویش و آشنا..
نوش داروے لبت..️ سر تمام عاشقی ست ! با همین اسرار خود را خوب ؛ درمان میڪنم !!
رویایِ بی انتها فقط آغوشِ گرمِ مردونت!️ ️️️
هیچی نمیخوام... یه تو یه من یه جا کنار هم برای هم️ ️️️
لا به لایه حرفات به فکر چشایه منم باش که قفل میشه رو صورتت....️ ️️️
نان و شراب در لب های تو است مرا با بوسه ای تقدیس کن ...
تو را من با قلب دوست دارم نه با حرف
عشق را طریقتی است با تو بی پروا بی حد و مرز بی هراس از آینده باید تو را به آغوش کشید
ریاضی آنقدر توان ندارد که من دارم برای دوست داشتنت ️️️
هر کسی را بهر کاری ساختند؛ کار من، دیوانه ی تو بودن است.. ️️️