تو همان یک نفری️ ڪه برایم همه اے ...!
هر بار کرونا برای بردن من می آید فریبش می دهم شکل یک ماهی قرمز به روئ آب می شوم شکل آهوی افتاده در ته دره می شوم شکل آن قناری بی جفت دق کرده می شوم هر بار کرونا برای بردن من می آید وقت کشی می کنم فقط...
من عاشق ترین آفتابگردان مزرعه ی عشق بودم که نیازم به آفتاب نگاهت بود به هر سو که می چرخیدی می چرخیدم و می چرخیدم و من عاشق ترین بی برواترین تنهاترین آفتابگردان مزرعه ی عشق بودم از خود می مردم و در قلب تو که به فراخنای هستی است...
با تو قدم زدن را دوست دارم.. به جای خانه برایت جاده خواهم ساخت
به تو دچار شده ام ، وضعیت حادی است ...! به مراقبت های ویژه نیاز دارم به بوسه و آغوشت ...!
این تو این هم جانم که میشود ضمیمه ى چند حرفىِ نامَت! حالا با هر به زبان آوردنِ اسمت، هزاربار جانم برایت میرود.️ ️️️
. آنقدر دوستت دارم و آنچنان دلتنگت هستم که جز این دو فعل، اگر چیز دیگری بگویم بیهوده ست...
از پیراهنت دستمالی می خواهم که زخم عمیقم را ببندم و از دهانت بوسه ای که جهانم را تازه کنم...
. آن جاے ڪه عشق آمد جان را چه محل باشد... ️️️
صبح ها از کدام گوشه ی آسمان دلم طلوع می کنی ڪه من هنوز بیدار نشده از حضورت سرمستم ...!️
چراغ روشن شب های روزگار تویی️ ️️️
صبح حادثه چشمان توست و لبخندی که با نور اتفاق می افتد و در من شعری می شود به وسعت دوستت دارم های ناگهانی... ️️️
. ﻋﺸﻖِ ﺑﯿﻦ ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮ ﻫﻤﺎﻥ ﻟﺤﻈﻪ اﯼ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ﮐﺪﺍﻡ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺍﺯ ﮔﻨﺎه ِﻟﺐﻫﺎﯾﻤﺎﻥ ﻧﺘﺮﺳﯿﺪیم... ️️️
. تویی به جای همه، هیچ کس به جای تو نیست...
️ من عاشق چشمام میشم !! همونجا که با ذوق، دیدنت رو انتظار میکشه... ️️️
جانِ دل مگر میشود تو باشی دستانت در دستانم قفل باشد آرزویی دیگر داشته باشم؟ ️️️
تو را میخواهم،برای صبح... برای ظهر،برای شب... برای همه ی عمر! ️️️
محشر تویی هربار که با چشمانت قیامت میکنی من برای لمسِ بهشتِ آغوشت سجده خواهم کرد ...!!!️
تو بودنت انقدر قشنگه که قربون هر لحظه بودنت کنارم برم
میدونم گاهی از دستم ناراحت میشی ولی بدون اگه نباشی،میمیرم بی تو آخه تو نفس منی،جون منی،همه کس منی
روزهایم عالی می شوند وقتی تورا دارم تمام خیابان ها را با لبخند های از ته دلم چراغانی خواهم کرد با تو هر لحظه معجزه ای در حال وقوع است با من بمان تو که باشی همه چیز خوب است!
برای آنچه که دوستش داری... از جان باید بگذری... بعد می ماند زندگی... و آنچه که دوستش داشتی... ️️️
عشق من بارها با نفس هام، به نقطه نقطه ے تنت گفته ام دوست داشتن تو گفتنے نیست، تماشایے ست. دست هام شاهدند..!
. چنان گرفته تو را بازوان پیچکی ام که گویی از تو جدا نه که با تو من یکی ام ️️️