بعضی ها خنده رو لبشونه اما دلشون هیروشیماست...
اگر زیاد از حد خاکی باشی آخرش آسفالتت می کنند...
وقتی مرد برایش سنگتمام گذاشتند...
چشمانش شور بود اما خودش بی نمک
در امواج نگاهش این کشتی دلم بود که غرق شد
برای داشتن موسیقی پاک از گروه کر استفاده میکرد
دندانپزشک کیف و دهانتان را باهم سرویس میکند
گاهی اوقات دکترها تشخیص می دهند و عزرائیل درمان می کند.
شنا کردن در جهت جریان آب از ماهی مرده هم بر می آید
در مسابقه ماست خوری همه روسفید شدند.
مثل زود پز باش در حالی که می جوشی به آرامی سوت بزن
بغلت...خودش یه سیاره ی کوچیکه که من توش آرومم...
سالها بعد شاید تو فقط یک زخم باشی درست وسط قلبم .
کسی که نبودنت رو احساس نکنه، مطمئن باش وجودت رو هم حس نمیکنه...
فرهادم! اما چند سالی دیر فهمیدم افتاده دست دشمنانم قصر شیرینم...
چون بماند خالی از من جای من گر تو همراهم نباشی وایِ من...
خوبِ من صبحِ زمستانت بخیر دائما صبحِ سحرخیز و دل انگیزت بخیر
وای بر من که دلم پر ز تمنای تو گشته ...
قله ای که چند بار فتح شود بی شک تفریحگاه عمومی می شود! مواظب دلت باش...!
نهاده ام به جگر داغ عشق و میترسم جگر نمانَد و این داغ بر جگر ماند
شب و روزم گذشت به هزار آرزو نه رسیدم به خویش، نه رسیدم به او
من از عشق نمینویسم فقط از تو مینویسم و عشق خود از کلامم زاده میشود ...
چقدر دلتنگ حضورت هستم! کاش تصویرت نفس می کشید...
در حالِ دوست داشتن تواَم مثل پیچک بی دیوار...