بس که لبریزم از تو می خواهم چون غباری ز خود فرو ریزم زیر پای تو سرنَهَمْ آرام به سبک سایه به تو آویزم ...
به عشق تو زنده ام️ ️️️
بُردی دلُ در ڪمینِ جانی ️️️
آرام آرام چہ عاشقانہ دنیایم شدی؟ بہ راستی چه می ڪند این عشق....!!! ️️️
بعضۍ صداها را باید در آغوش گرفت … مثل یڪ دوستت دارم از زبان تو️ ️️️
به حد دریا که عمیق است وخروشان .. عشقت در من در جریان است ...
چشم هایت عجیب اند به من که میرسند پراز زندگی میشوند.......
دل غارت شد به تماشای نگاهت
حلول ماه در سیاهِ مستِ نگاهت...
لبان تو همان شکوفه انار است که در قلبم رویده
شعرهایم تا آسمان برایت قد می کشند باید روح بزرگی داشته باشی
زیباییِ این فصل تویی اِسفند که مرا به بهار می رسانی مریم گمار
به یمنِ حضورش زمستان م بهاران ست اِسفند
خواهر که داشته باشی یعنی خدا یه طور ویژه ای دوستت داشته که بهت یه مادر کوچولوی دوم یه رفیق مهربون و یه همبازی همراه داده...
عشق تعریف های مختلفی داره اما برای من فقط تویی...
بهترین ملودی دنیاس، صدای نفسات تو بغلم...
به سودای تو مشغولم ز غوغای جهان فارغ
هر صبح با باز شدن پلک هایم در من طلوع می کنی و آن طرف شعرهایم غروب
شبیه بارانم هرروزی که نباشی می بارم
خیابان احساسم زمستانی ست مدارا کن با من ای دوست بهار نزدیک است
چگونه میشود به قرص ماه چشمانت نگاه کرد و برایش شعر نخواند حوالی تو که قدم میزنم همیشه زیباترین فصل زندگیست
باران می بارد زیباتر می شوی لب ریز دوست داشتن بر بوم دل طرح لبخند می زنم
هرروز از لبانم نام تو می چکد تو هنوز در انتهای دالانِ نیامدن قدم میزنی
عطرِ ماندگاری دارد سیهِ چشمانت یک بار دیدمت.... یک عمر در بند توام