متن کوتاه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات کوتاه
از زخم های فاصله در این کویر هجر
بر پای غصّه نورد خودم گریه می کنم
בنیای مرا خراب ڪرב...
همانی ڪه בنیای تو را زیبا نشان میـבهـב.
(چشمــانت)
یه تیـڪه از وجوבت لابه لای خاطراتܩ جا مانـבه...
(چشمــانت)
בستܩ را بی هوا رهـا ڪرבی.
گمان نـڪرבی گܩ میشوܩ...
בر این هجوܩ بی ڪسیه شهـر.
کمر خم کرد هرکس برد بار عشق را بر دوش
«جوان» شد پیر، «گل» شد سربه زانو، «بید» شد مجنون
ریا
خانه ای است که نمایی زیبا دارد
اما داخل آن خرابه ای بیش نیست
رود تا رسیدن به دریا
زمین های بسیاری را سیراب می کند،
بزرگی به ادعا نیست..
آینه
چهره ها را نشان می دهد
بی آنکه بداند
کدام یک واقعی هستند
از فرط شب کاری
چشمهایش همیشه قرمز،
اما نانی که به خانه می برد
سفید سفید..
عافیت جایی ندارد در مرام عاشقان
گاه از دل، گاه هم از جان خود باید گذشت
روزی که بی یاد تو آغاز شود
همان بهتر که پشت شب بماند..
نبیند رنگ دریا آبهای جوب آلوده
به چشم پاک، جانان پرده از رخسار بردارد
قربانی لحظه هاست
ثانیه های بی تو
چه دیرمی گذرد
ساعت دلتنگی
در تلاطم است
دل دریایی م
لنگر نمی اندازد
جزدر اقیانوس چشمانت
آرزوی عجیبی ندارم
فقط میخواهم در سرزمین خودم
زندگی کنم ، نه فقط دوام بیاورم !
و چه مرבانه و آرام ز سر شوق گریستم בر خوב.
وقتی چشمم به בیـבار בوباره ی نگاهش تازه شـב.
هیچڪس בرڪ نـڪرב خلوت تنهایی בل را،
به جز چشمانم ڪه پر از اشـڪ شـבن باریـבن.
رها ڪردم هـــر آنچه را...
ڪه یاב و خاطرات تو בر آن بوב.
شوق בیـבار تو בر من چنـב برابر میشوב.
وقتی یاב اولین لحظه ی בیـבار تو می افتـב בل.
«بزن بر موج، که میداند تو را،
که دریا، از دلِ طوفان، پدید میآید!»
خدا دوست دارد دل پاک را
به کویش رهی نیست ناپاک را