گر چشم دوختم به تماشای این و آن می خواستم که از تو بیابم ، نشانه ای
گفته بودی که چرا خوب به پایان نرسید؟ راستش زور من ِ خسته به طوفان نرسید
من یک آذرماهی هستم درسته زندگی سخته اما از من سخت تر نیست.
تا دهان مفت و گوش ها مفتند پشتمان حرف مفت بسیار است
گفتند: « داروی دل چیست؟ » گفت: «از مردمان دور بودن...»
فقط وقتی بهت فکر میکنم مجبور میشم عمیق تر نفس بکشم ...
عاقبت در شبِ آغوش تو گم خواهم شد دل به دریا زدن رود تماشا دارد...
خوبِ من! این دل فقط دیوانه ودرگیرتوست...
پدرم خواست که فرزند مطیعی بشوم /شعر پیدا شد و من آنچه نباید شده ام
راحت از این دل مرو، که جانممیرود!
آرام شده ام مثل درختی در پاییز وقتی تمام برگ هایش را باد برده باشد
توهرجای جهان باشی برات از دور میمیرم...
میتوان بوی یلدا را حس کرد و این بار پای تولد تو در میان است...
اسم قشنگت فقط به درد شناسنامه ی من میخوره عشقم
عاشقتم انقدر که شک ندارم ... جای اذان نام تو را در گوشم خوانده اند
عشق یعنی یه آقا داشته باشی که همیشه هواتو داشته باشه...
من و تو وقتی کنار همیم ... قشنگ ترین ترکیب دنیاییم...
واحد زمانیِ زندگیِ من: نفس ڪشیدن بر حسب بودن در ڪنارِ تو
و تو مالک سمت چپ سینمی
از دل همه را تکاندهام، اِلا تو
کنارمگذاشتی کهتلخمکنی؟ شرابیشدمنابی،حسرتبکش
نباشی... دلم قد بزرگی دنیا میگیره
هزار شب به سحر آمد و سحر شد شام ولی شبی که تو رفتی، سحر نگشته هنوز
بودنت دور اما یادت جان من است