من تو را به هر زبان ترجمه کردم عشق شدی
فرمانده عشق یار محبوب تویی دردانه تویی /کمال مطلوب تویی
حجم چشمانی گاهی میبرد حجم دلی را
وقت هایی هم که سرد بودی نمی فروختمت به آتیش بعضی ها
عشق تو به تار و پود جانم بسته است بی روی تو درهای جهانم بسته ست
رفیق جونم... تو عروس شوووو بهترین ساق دوش دنیا شدن با من...
حاضرم در عوض دست کشیدن ز بهشت تو فقط قسمت من باشی و من قسمت تو...!
من حوض لب کاشی تو فواره چه تشبیهی بازا به آغوشم ببین من از تو لبریزم
بسیار خوبان دیده ام/ اما تو چیز دیگری
از خواب چو بر خیزم اول تو به یاد آیی
جاده ها را قسم می دهم تا به تو منتهی شوند...
دستان تو️ بزرگترین تصمیمی است که تا آخر عمر گرفته ام
رویاتو زندگی نکن زندگی تو رویایی کن:)
کافر باشد که با لب چون شکرت امکان گنه یابد و پرهیز کند...
گوش کن به حرف هایی که نمیزنم...
عاشقانه هایم تمامی ندارد وقتی تو دنیای منی
هر شب منم و خیال جانان
گهی بر سر/ گهی بر دل/ گهی بر دیده جا دارد...
عشق تو به تار و پود جانم بسته ست بی روی تو درهای جهانم بسته ست
همیشه مرکز دنیا مکان خاصی نیست گاهی شخصی خاص مرکز دنیاست.
از خود بی خود شدن فقط لحظه دیدن چشمان تو
- چه صنمی باهاش داری ؟ + بی اعصابم ، گل گاو زبونمه️
من بهار میشوم تو با لبهات بر تنم شکوفه بزن ...
خدا جون؟ مارو به هم برسون