انتظار داشتن شعور از بعضی ها، مثل شرط بستن رو خر تو مسابقه اسب سواریه
اومدن بعضی آدما تو زندگیمون،همون چوب خداست
بعضیا خودشون میخوان یادگار باشن نه موندگار
باید بمیری تا عزیز بشی
آدما به اندازه غماشون پیر میشن نه سن و سالشون
تو اصن همونی هستی که شهریار میگه: بدون وجودش شهر ارزش دیدن هم ندارد
یه شیر خودش رو نگرانِ عقاید گوسفندا نمیکنه !
مهربون بودن تو اوج مغرور بودن جذابیت خاصی داره
یه نفر باشه که دلِ شنیدن داشته باشه گوش رو که همه دارن
پی به معنی بردهام در عالم صورت پرستی گر تو محو صورتی، من مات صورت آفرینم
آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست هر کجا هست خدایا به سلامت دارش ...
تمام چیزی که در دلم هست فقط دو کلمه است : دوستت دارم
عیش است بر کنار سمنزار خواب صبح نی، در کنار یار سمن بوی خوشتر است
سعی کنید برای خوب بودن روی خودتون کار کنید نه رو عکساتون
نه با عشقمون زندگی کردیم نه با زندگیمون عشق کردیم
عشق تو امید بخش جان من است
اشتباه دوست داشتَنَت آنجا بود که دیر آغازَش کردم ...
من که اصرار ندارم تو خودت مختاری؛ یا بمان،یا که نرو یا نگهت میدارم...
خاطرات تو و دنیای مرا سوزاندند تا فراموش شود یاد تو، هرچند نشد
مثل خاراندن یک زخم پس از خوب شدن، یادیکعشقعذابیستکهلذتدارد
کاش فردا خبرم را برسانند به تو هم تو آرام شوی هم دل سرگشته ی من..
گفتهبودیبلدی حالمراخوبکنی... حالماخوبخراباست، بهآندستنزن!
گل سرخی که دهانم ز دهانش بر داشت آنقدَر سخت مکیدم که گلابش کردم
هرچه او ناز و ادا کرد مجابش کردم تا رضاخان شدم و کشف حجابش کردم