وه چه شود اگر شبی بر لب من نهی لبی تا به لب تو بسپرم جان به لب رسیده را
گفتی که به وصلم برسی زود مخور غم آری برسم گر ز غمت زنده بمانم
این که مداوم سرد و گرمش میکنی لیوان چای صبحانه ات نیست که دل من است میشکند
صد بار گفتمش وسط حرف من نخند یکبار خنده کرد بیا عاشقش شدم
هیچ کس نمیتونه به گذشته برگرده، ولی خیلیا دارن توش زندگی میکنن...
مراقب خودت باش، این آخرین چیزیه که ازت میخوام...
وقتى کسى رو دوست دارى هیچوقت تنهاش نمیذارى؛ حتىٰ اگه ازش متنفر باشى!
در اندک من ، تویی فراوان
اینکه من باشم و تو باشی ولی ما نباشیم، جدایی همین است.
من از عالم تو را تنها گزیدم روا داری که من غمگین نشینم...
قلب آدما المثنی نداره؛نشکنید!!!
وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم که در طریقت ما کافریست رنجیدن...
تو یه رابطه دوست داشتن مهمه؛ نگه داشتن و ادامه دادنش مهم تر..
شب، چشمان بسته ی ماست، آنگاه که به چراغانی درون خود می نگریم !...
امید تنها چیزیه که از ترس قوی تره...
لب تر نکن اینقدر که زجرم بدهی باز یک مرتبه محکم بغلم کن که بمیرم
همدردی و هم دردی و درمان دل ما ای هرچه بلا هرچه جفا هرچه شفا تو
یک نفر از جنس احساس تو می خواهد دلم یک نفر مثل خودت اصلا تو می خواهد دلم
صبح یعنی بغلم باشی و بیدار شوم و پریشان کندم موی بهم ریخته ات
چه خوب شد که به دنیا آمدی و چه خوبتر که دنیای من شدی دنیای من تولدت مبارک
ابجی گلم ب اندازه نفس هام دوستت دارم ️️ تولدت مبارک
ماجرا این بود... او صادقانه آمد... من دیوانه وار عاشقش شدم ️️
تا چشم کار میکنه هیشکی دلش واسمون تنگ نمیشه
گاهى سرنوشت انسانها قبل از مرگشان به پایان مى رسد.