بیو غمگین
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات بیو غمگین
چو پرنده ای که دگر...
شوق پرواز ندارد!؟
ظاهرم نوروز اما باطنم سرمای دی....
من به دیوار خودم تا چه زمان تکیه کنم !؟
من رنگ دوست داشته نشدن چشیده ام...
من رنگ اشک چشمانم را دیده ام...
من...
چه بگویم از من مگر منی وجود دارد؟...
گلوش پُر بغض بود
چشماش پُراَشک بود
بی هیچ واژه ای حرف
قطره قطره اَشک
از چشمانش سرازیر بود
بی تو این شهر، دگر مفت نمی ارزد... هیچ
[ هلیا ژیان]
خسته ام کاش کسی حال مرا درک کند.
آنی.نویسنده
هر شب دلم پُر می شود از، نبودنت...)!
ماه را بسوزانید...
خاکبندان پروانه
نور چه می خواهد؟!
چه می شود گفت...
وقتی از دلتنگی پُر و از بدبختی لبریزم!(:
دل م ی ک ن ی از آرزوه ات م ث ل پ رن ده ای ک ه دی گ ه ن خ واد پ رواز ک ن ه:))
بعد از طُ هوای اتاقم همیشه ابری ست
✍ سردار
عاشق یکی شده ام ک مرا ما نمیداند
عاشق یکی شده ام ک از عشق نمیداند
عاشق یکی شده ام ک مرا بی من کرد
عاشق یکی شده ام ک عاشقی را نابلد بود
عاشق یکی شده ام ک اتش زد به قلبم
عاشی یکی شده ام ک فریاد سکوت...
یه موقع هایی هست که؛
دوست داری حرف بزنی، تلاش کنی، بجنگی!
ولی خب دیگه شک داری که ارزشش رو داره یا نه.
یخ زده ام در آغوشی که گرم رفتن شد...!
ارس آرامی