دل تنها به چهشوقی پی یلدا برود؟
قایق قسمت اگر دور کند از تو مرا رود را سمت تو برعکس شنا خواهم کرد
یک نفس مانده زمستان که به منزل برسد آخرین جمعه ی پاییز تو را کم دارم...
تو نباشی من و این پنجره ها هم زردیم ....
خوش به حالت چال گونه داری جایی هست برای چال کردن اشک هایت...
سیاه چاله است چال گونه ات رحم کن نخند
چال گونه هایت بهاری است که چال میکند زمستان را
لبخند که می زنی یوسفی میشوم که بی هیچ برادری در چال گونه ات گم میشوم
زیباترین چال دنیا چال گونه ی توست لختی بخند
عشق از این بیشتر ؟ که تو لبخند بزنی،من هم برای چال گونه ات بمیرم
در دو چال گونه ات دنیای من جا میشود عاشق دنیای خویشم لحظه ی خندیدنت
تو سیاه چال گونه ات دل من حبس شد
میخندی و من گم میشوم در سیاه چال گونه ات...
دختر باس...چال لپ داشته باشه
عاشق کشی،دیوانه کردن،مردم آزاری یک جفت چشم مشکی و این قدر کارآیی؟
خوشحالی یعنی جای انگشت خدا رو لپات باشه
افتاده ام درست ته چال گونه ات پای دلم شکسته و بهتر نمیشود
در چال گونه هایت گور مرا... تو کندی!
تو میخندی، و دوست داشتنت؛ ریشه میدواند در من ️️️
گاهی عجیب آرامشم را به تو مدیونم.. ️️️
چال روی گونه ات ماوای لب های من است
لبخند تو یک آلت قتاله ی محض است کافیست که بر گونه ی تو چال بیفتد
چاله ی آن گونه ات چون رونمایی میشود آتش آتشفشانها،خود به خود کم میشود
گودی آن چاله های گونه ات یک چاه نیست پس چرا زیباییش دست کمی از ماه نیست