چال روی گونه ات آخر مرا دق می دهد خواهشا دولت تمام چاله ها را پر کند
دل به نارنج لبت بستم و چال گونه هات یوسفم دیگر چرا من را به چاه انداختی؟
در گونه ات گدازه ی غم چال کرده اند آتش به پا کن ای رخت آتشفشان بخند
تارو مارم کرده ای با فرم و چال گونه ات لا به لای خنده ات چنگیز را می آوری
چال گونه،روی سبزه،گیسوان لخت و خرما هر سه راهم را نبینم چشم ها عاشق کش است
اگر واقعا عاشق کسی باشی وفادار بودن آسونه ️️️
بهشت من اینجاست سرم کنار گردنت؛ عطر نفسات تو صورتم ️️️
با جرعه ای ز بوی تو از خویش می روم
آتش عشق پس از مرگ نگردد خاموش این چراغی است کز این خانه به آن خانه برند
تسلیت رفیق مارو تو غمت شریک بدون...
هر شبی در غم هجرت شب یلداست مرا که به سالی به جهان یک شب یلدایی هست
بمان که فلسفه این شب دراز این است که یک دقیقه بیشتر تو را نگاه کنم
نظر به روی تو هر بامداد نوروزی ست شب فراق تو هر شب که هست یلدایی ست
چه تلخ باشی چه شیرین من از یک ذره ات هم نمیگذرم
ساز هم ، با نفس گرم تو آوازی داشت بی تو دیگر سر ساز و دل آوازم نیست
آدم باید قوی باشه، تا نظر بقیه براش اهمیت نداشته باشه ...
یلدات مبارک زندگیم ... الهی همیشه تا آخر عمر همه یلداها کنار هم باشیم
مسکنِ مهر همین آغوش تو ست
شکسته های دلت را به بازار خدا ببر... خدا پناه شکسته دلان است...
دشمنانم راست می گفتند: در گرداب ها دست هایت را همین چند آشنا پس می زند
زان شبی که وعده کردی روز بعد روز و شب را میشمارم روز و شب
قتل غیر عمد یعنی محو تماشایت باشم و تو حتی اسم کوچکم را ندانی ..
پاییز هم گذشت و به جز حسرتش نماند مثل خودت که رفتی و دیگر نیامدی
برگرد در من کسی بهانه ات را میگیرد .