زاد روزتان فرخنده، عمرتان پایدار و روزگارتان خوش تولدتان مبارک
گویا طلسم چشم تو بر من اثر کرد چشمان تو شبھای تارم را سحر کرد
بوسه دیگر افاقه نمی کُنَد تو را بایَد گاز گرفت
لبخند تو مسکن تمام دردهای کشف شده ی عالم است برایم...
حرفی بزن به لهجهی باران که مدتیست این بغض کهنه منتظر یک اشاره است
مانده ام خیره به راه نه مرا پای گریز نه مارا تاب نگاه..
یه دیوونه رو هیچکس نمیتونه آروم کنه ، جُز اونی که دیوونش کرده...
نمیدونستم عشق صدا داره تا وقتى که صداىِ خنده هات رو شنیدم...
دوست واقعی کسیه که کنارش جرات داشته باشی خودت باشی
انار گونه هایت از شرم ترک برداشت وقتی دستانت را به آرامی گرفتم
روز قلم های تیز، روز فکرهای خلاق، روز اندیشه های نو، روز تو، روز دانشجو مبارک
من برای تو تو برای من و یک شنبه ای عاشقانه برای ما
کاش تنهایی پرنده بود... گاهی هم به کوچ فکر می کرد!
تو مغناطیس دنیامی دلم دور تو میگرده
ای آن که دوست دارمت اما ندارمت جایت همیشه در دل من می کند
الهی همیشه کنار تو باشم الهی همیشه بمونی کنارم تولدت مبارک مرد من
اسمت قسم راست منه
یک روز میآیی که من دیگر دچارت نیستم از صبر لبریزم ولی چشم انتظارت نیستم
در سحر گاه سپیده جمعه آذر سرد کله پاچه بعد ندبه باتو می چسبد عجیب
درد یعنی از قضا عشقت خرافاتی شود خواستم بوسش کنم، یک عطسه آمد... ایست داد
لبامو چفت کنم رو لبای شیرینت
تو عکسای دسته جمعی همیشه اونیکه رفته عکس بگیره مهربونترین آدم تو او آدماست
یاد آن شب که دلش را به دلم داد بخیر...
دل به هجران تو عمریست شکیباست ولی بار پیری شکند پشت شکیبائی را