گاهی زندگی کردن بیشتر از خودکشی کردن دل و جرات می خواهد... .
برای پاییز امسال رنگی نمانده...
دست تو با گورکن انگار در یک کاسه بود نامهی مرگ مرا با خنده امضا میکنی...
یکی از لذتها اینه خواب کسی رو ببینی که بهت شب بخیر میگه ️️️
عشق جانم تو تمنای من و یار من و جان منی تولدت مبارک آذر ماهی قشنگم
صبحها چشم به اخبار حوادث دارم تا ببینم که رسیده خبرِ چند نفر؟!
عصر دیروز از کنارت رد شدم اما نشناختمت گفتم که فراموشت کرده ام ..!
تو نیمه ی دیگر من نیستی تمام منی
شاهی که بر رعیت خود می کند ستم مستی بُود که می کند از ران خود کباب .
در من هزاران من است که لحظه لحظه قیام می کنند برای ستایش تو . .
روز و شب منتظری هفته به آخر برسد ! پس چه دردیست که هر جمعه دلت می گیرد ؟
دوزخ از تیرگٖی بخت درون من و توست دل اگر تیره نباشد همه دنیاست بهشت
سنگی بر سینه دارند روزنامه های صبح در پیشخوان دکه ها
و همان روز که از غصه مرا ویران کرد خانه اش عقد کنان بود نمیداستم ..
چشمات؛ دلیل اصلیِ ضعف کردن دلِ من برای تو بود
١ساعت میبینیش ٤٨ ساعت بِه اون یک ساعت فکر میکنی و با خودت هی لبخند میزنی
یک تُ مرا تمامِ عمر بس است...
من میگم برام مهم نیست، اما گالریم هنوز پُر از نوشته هایی درباره قلبایه شکستست.
چرا من زودتر با تو توی این زندگی احمقانم اشنا نشدم؟
در بدترین حالت دیدمت و بازهم بنظرم بهترین بودی
زندگى مث یه معلم خوبه وقتى درسیو یاد نمیگیرى واست تکرارش میکنه..
تو منبع شادی من،مرکز جهان من و تمام قلب منی..
دوست داشتی ترین حسِ من تویی...
با اینکه میدونستم از دستت میدم، عاشقت شدم! و این کشنده است