سرِ آغوش ِ تو بین ِ من و پیراهنم دعوا بود... ️️️
من دوستت دارم به حدِ غیرِ ممکن ها...!️ ️️️
با همه درگیرم اما با تو هم راه می آیم هم کوتاه! ️️️
تو ناز کن من تمنا ، تو دلبری کن ، من تماشا️ ️️️
من تو رو بیشتر از خودم دوست دارم ... ️️️
شب،پناهِ من شو.. در آغوشم بگیر تا شب را برایت معنۍ ڪنم
مَن تو دُنیایِ طُ غَرقِ آرامِشَم ️️️
چه طراوتی دارد این جهان وقتی تو مرا بغل میکنی ️️️
تو آن بایدی که شب به بهانہات خیر است... ️️
دقیقههای من با تو غرق خوشحالیست کنار چشم تو بودن چه خوب احوالیست...
من به پای خود به دامت آمدم بی تو من کجا روم؟ کجا روم؟
اگہ قلبم شب بود، تو ستاره ش بودی.... ️️️
رفیقم بود کولش کردم خسته نشه ، پیاده که شد گفت: عجب خری بود!!1
مرد بودن به گریه نکردن نیست..... به گریه ننداختنه
زلیخا جان یوسفت راستش را بگو... به خدایت چه گفتی که اینطور پادرمیانی کرد؟؟
ما برایش جان فدا کردیم و او با طعنه گفت: چیز دندان گیرِ مرغوبی نداری بیشتر؟
من خودم یه مدت جزیی از اقلیت های هندی بودم. یه گاوی را به عنوان عشقم می پرستیدم
تو بخند همین برایم کافیست گور پدر تمام دلتنگی ها
هوای پاییز جون میده واسه مچاله شدن تو بغلت
خنده را معنی به سرمستی مکن ، آنکه میخندد غمش بی انتهاست..
در مسجد عشق رفته بودم به نماز گفتند اذان بگو من از آن گفتم
خدا کند به کسی چون خودت دچار شوی! که بی قرار نباشد؛ که بی قرار شوی...
بنازم چشم مستت را که سرمست جهانم کرد...
بهشت یعنے : لمس ڪردن گرمای دستهای مردانه اش در هوای خُنڪ ️️️