دنیا و روزگارم تویی به همان بی وفایی و به همین ناسازگاری
از صمیم قلب برای بعضی از خاطرات آرزوی فراموشی میکنم
عشقم هیچ چیز توی این دنیا قطعی نیست جز تو که فقط مال منی
گیرم که دوست داشتن دیوانگی باشد من میبالم به این حس دیوانگی...!
یا رب دعای خسته دلان مستجاب کن
درد را می شستند سازهای بی صدا در چنگ رود
* آه * درد را کشیدم
محکوم به حبس ابد در سینه ام عشق را که جانی ست
نفسم بند نفسهای کسی هست که نیست
گله از دست کسی نیست مقصر دل دیوانه ی ماست...
به نام خدا همیشه دوستت دارم نقطه ته قلب
فدات بشم من من به بوسیدن لبات معتادم یا بیا ترکم بده یا جور کن جنس مرا
چنین که به هم آغشته ایم تو کجا خواهی بود وقتی که نباشم...
که من شب را تحمل کرده ام بی آنکه به انتظار صبح مسلح بوده باشم...
من همانم که تو غمگین بشوی می میرد
خوشبختی یعنی... بودن تو به توان ابدیت...
یه شبایی هست که دلتنگی به خستگی غلبه می کنه و نتیجه اش میشه بی خوابی
تو جات تو فلب منه
تو معنی تمام رنگ های دنیایی...
پایبند توام پای تو بند نمی شود
لااقل عاشق معشوقه ی مردم نشوید که به فتوای همه مظهر حق الناس است...
بهش قول بده !!!! قول مردونه ها
تو بعد از کشف الکل شاعرانه ترین کشف بشری من از سرودن تو مسسسسست میشوم
نگرانِ آینده ات با کسی نباش که تو را با همه ی گذشته ات میخواهد...️