مرا بپیچ در حریرِ بوسہ ات مرا بخواه در شبانِ دیرپا مرا دگر رها مکن مرا ازین ستاره ها جدا مکن ...!
یا مَرا با خود ببر آنجا که هَستی یا بیا... :)
دلتنگی شاید آن اشکیست که آخر شب ها از چشم هایمان فرود می آید!
محبوبِ من بعد از تو گیجم بى قرارم خالى ام منگم بر داربستى از چه خواهد شد؟ چه خواهم کرد؟ آونگم
هیچ کس نمیتونه به گذشته برگرده، ولی خیلیا دارن توش زندگی میکنن...
این عصر چقدر غم انگیز است انگار در تمام قطارها و اتوبوس ها تو! دور می شوی.......
اینکه من باشم و تو باشی ولی ما نباشیم، جدایی همین است.
میگن : دلت هر وقت برای کسی تنگ شد : نگاش کن! نبود صداش کن! نشنید دعاش کن . . .️
تا چشم کار میکنه هیشکی دلش واسمون تنگ نمیشه
مشکل اینه دیگه هیچکس حوصله ى رابطه نداره فقط به هم نزدیک میشیم به امید آرامش اما همیشه یه طرف داستان تو گذشته گیر کرده
تو کجایی ؟ در گستره ی بی مرز این جهان تو کجایی ؟ من در دوردست ترین جای جهان ایستاده ام کنار تو من ایستاده ام برای تو تو کجایی ؟
خانه ی خالی خانه ی دلگیر خانه ی دربسته بر هجوم جوانی خانه ی تنهایی ببین من به کجا رسیده ام نگاه کن که غم درون دیده ام مرا دگر رها مکن مرا بپیچ در حیر بوسه ات مرا بخواه در شبان دیرپا
گاهی تنهایی بهتر از بودن با کسیه که تنهاترت میکنه
تو کم حرف نیستی فقط اونقدری منو دوست نداری که برای هم صحبتی با من یه دلیل پیدا کنی
خواستم بهش فکر نکنم دیدم دلتنگشم اومدم دلتنگی نکنم دیدم عاشقشم! عاشقش شدم دیدم... نه دیگه چیزی به غیر اون ندیدم!
در شب های خوشبختی تو سهم من تنهایی است و در دل من اما فقط آرزوی توست … تولدت مبارک !
در میانِ آشنایانم ولی بیگانه ام
اونایی که به یه جا میخ میشن حرف نمیزنن رو کاری نداشته باشید اونا حوصله خودشون هم ندارن!
تنهایی همین است تکرار نامنظم من بی تو بی آنکه بدانی برای تو نفس می کشم ️
چه دروغ بزرگیست که اینجا شهر پر جمعیتی ست! تو که نیستی اینجا هم خالی از آدم است… ️️️️️
وقتی تو نیستی ... شادی کلام نامفهومی ست ! و دوستت میدارم رازی ست که در میان حنجره دق میکند! و من چگونه بی تو نگیرد دلم ؟ اینجا که ساعت و آیینه و هوا ... به تو معتادند ...
بوی پیراهنی ای باد بیاور ، ور نه غم یوسف بکشد ، عاشق کنعانی را....
هزار آتش و دود و غم ست و ... نامش عشق هزار درد و دریغ و بلا و ... نامش یار