خواستم بهش فکر نکنم دیدم دلتنگشم اومدم دلتنگی نکنم دیدم عاشقشم! عاشقش شدم دیدم... نه دیگه چیزی به غیر اون ندیدم!
اگر برای ابد هوای دیدن تو نیفتد از سر من چه کنم ؟
کاش کسی حالمان را بپرسد و با اطمینانِ تمام بگوییم: «خوب نیستیم»! بگوییم سالهاست که حالِ خراب، مهمان دلمان شده و ما هی داریم خودمان را به آن راه می زنیم... همه جا پر شده از من و امثال من، که از حالِ خوب؛ فقط ادایش را درآورده اند...
چشم از قلب شڪایت ڪرد گفت : توعاشق میشوے ومڹ اشڪ میریزم ... قلب گفت: تو نگاه میڪنے ومڹ دردمیڪشم !
قلب من قطعه ای از مزار تنهایی هاست غم دنیاست که در گوشه ی قلبم پیداست وقتی احساس کنم نیمه ای از جان منی بی تو هر جا بروم باز وجودم تنهاست
حیف از من که تنهام حیف از تو که نمیای منو از تنهایی در بیاری
دل که یبار شکست دیگه یاد میگیره، هی میشکنه..
یا مَرا با خود ببر آنجا که هَستی یا بیا... :)
دلتنگی شاید آن اشکیست که آخر شب ها از چشم هایمان فرود می آید!
محبوبِ من بعد از تو گیجم بى قرارم خالى ام منگم بر داربستى از چه خواهد شد؟ چه خواهم کرد؟ آونگم
این عصر چقدر غم انگیز است انگار در تمام قطارها و اتوبوس ها تو! دور می شوی.......
میگن : دلت هر وقت برای کسی تنگ شد : نگاش کن! نبود صداش کن! نشنید دعاش کن . . .️
تا چشم کار میکنه هیشکی دلش واسمون تنگ نمیشه
گاهی تنهایی بهتر از بودن با کسیه که تنهاترت میکنه
تو کم حرف نیستی فقط اونقدری منو دوست نداری که برای هم صحبتی با من یه دلیل پیدا کنی
در میانِ آشنایانم ولی بیگانه ام
تنهایی همین است تکرار نامنظم من بی تو بی آنکه بدانی برای تو نفس می کشم ️
چه دروغ بزرگیست که اینجا شهر پر جمعیتی ست! تو که نیستی اینجا هم خالی از آدم است… ️️️️️
وقتی تو نیستی ... شادی کلام نامفهومی ست ! و دوستت میدارم رازی ست که در میان حنجره دق میکند! و من چگونه بی تو نگیرد دلم ؟ اینجا که ساعت و آیینه و هوا ... به تو معتادند ...
تو مرا یاد کنی یا نکنی باورت گر بشود ، گر نشود حرفی نیست اما نفسم میگیرد.. در هوایی که نفس های تو نیست...️
برایت می نویسم دوستت دارم می دانم که نمی دانی ! ولی مى دانم که مى خوانى! آرزویم این است: نخوانده بدانى️
بوی پیراهنی ای باد بیاور ، ور نه غم یوسف بکشد ، عاشق کنعانی را....
هزار آتش و دود و غم ست و ... نامش عشق هزار درد و دریغ و بلا و ... نامش یار