متن دلنوشته
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات دلنوشته
باران نم نم می بارد
و نگاه ها در امتداد قدم ها کشیده اند
اینجا آخر زمان نیست
اینجا نفس ها ...
هنوز هم کشیده می شوند
در امتداد این بودن ها
پیاده رو هایی ست
پر از حرف های تنهایی
پر از دلهایی شکسته
پر از سکوت نگرانی ست...
بی شک بعد از این قدر خواهیم دانست
روزهای ساده را
بغل کردن را ...
صحبت کردن بدون ترس ...
روزهای سالم را ...
بی شک قدر خواهیم دانست نعمتهای خدا را
بی پروا بیرون رفتن ها را
دست دادن ...
رو در روکنار هم ایستادن را
سفارش قهوه در...
اگر دلت شکست ...
خدا آن بالاست ، چوبی دارد که بی صداست
و چنان می زند آنهایی را ...
که می شکنند قلب بی آلایش ات را
و روزی خواهند گرفت جوابش را بی خبر از اصل ماجرا
آنهایی که شکستند وجودت را
اگر دلت شکست ...
اگر اشکی...
چه خوشبو میشود کوچه از عطرحضورت
قدمهایت تکنوازی میکند در قلبی که سَر رفته از احساس عاشقانه ها
گُم میشوم در پرسه های سَردَرگُم و درد به اُستخوان میرسد از وابستگی دیدارت
چه بی بهانه جا میگذارم دلواپسی هارادر کهنه تَن پوشی که سراسر خاطرات دور ونزدیک توست
آرامتر برو...
می شکنیم خودمان را، در آغوش می کشیم خودمان را.
فراموش می کنین خود را، پیدا می کنیم خود را.
فرار می کنیم از خودمان، پناه می آوریم ب خودمان.
خودمان دردیم و درمان...
نمیفهمم چرا در این دنیا دل شکستن،بی مهری و نامهربونی شده مد هر سال،شده از واجبات زندگی.
«کاش خداوند روزی به این مردم بفهماند کسی که دلش را شکانده ای اشرف مخلوقات من است،جدا از اشنا و فامیل بودن من مسلمانم شکستن دل هر ادمی گناه بزرگی به بار دارد»...
+•~°^`باهاش قهری اما وقتی نگاهش میکنی همه چی یادت میره+•~°^`
»»گاهی اوقات همین نگاه ها هستن که یک زندگی رو اغاز و عشقی را متولد میکنند««
{∆به نگاه ها هم میتوان دلخوش کرد∆}
به قلم:فاطمه حمیدی{💙Abinaffsh💜}
🐺خیلی وقتا کم میاریم.
مشکلات انقدر زیاد میشن که توان رویارویی باهاشون رو نداریم.
خب اونموقع س که خیلی از آدما حتی خودمون، خود واقعیشون رو نشون میدن...
تا حالا خود واقعیتو دیدی ؟ خود واقعیه اطرافیانت رو چی ؟
خیلیاشون بجای اینکه بسازن، خراب میکنن...
اون راه درسته شاید...
چقدر با هم غریبه ایم، چقدر دوریم، چقدر فرق داریم؛ کودکی ک بزرگسالی اش منم یا منی ک کودکی ام او بوده است...
رماد
رفتن سخت است، مجبور شدن ب رفتن سخت تر! دل کندن سخت است، بی خداحافظی دل کندن سخت تر! بغض سخت است، با بغض خندیدن سخت تر! چمدان بستن سخت است اما وسیله ای نداشته باشی ک در چمدان بگذاری سخت تر! خیلی سخت تر!
رماد
═══••✿°•☔🌧•°✿••═══
در طول زندگى آدمها ممکنه عصبانیمون کنن، بهمون بى احترامى کنن، آزارمون بدن،
بهمون خیانت کنن و باهامون بد رفتارى کنن.
بهتره بذاریم خدا خودش به حسابشون برسه.
انرژیمون رو صرف تنفر و انتقام گرفتن نکنیم.
بریم قشنگیای دنیارو پیدا کنیم،بیشتر خوش میگذره...
رویا نوشت
☔️ بعضی از آدما هم با اومدن
توی زندگیمون عجیب برکت میارن:)♡
مثلا یهو میبینی همه کارات راست
و ریست شده و گره های زندگیت
از هم باز شدن... اون زمانه که باید
از ته دلت خدارو شکر کنی :)) ♡
ریحانه غلامی(banafffsh)
☔️♡ وقتی بمیریم تو مراسم
ختم مون هیچکس از اینکه لب
مون برجسته نبود، گونه هامون
خوش فرم و پوست مون فلان
شکل نبود، حرف نمیزنه...
هیچکس نمیگه آخی خدا بیامرز
روی صورتش جوش داشت!
یا آخی خدابیامرز موهاش وز بود!
سخت نگیریم بابا...
به خودمم میگم که بیشتر رو...
من نمیخواهم بزرگ شوم
دنیای بزرگ ترها، وحشتناک است!
دلم میخواهد فروردین که میشود، با دیدن جوانه های سبز درختان، ذوق کنم
اردیبهشت که میشود هرگلی را میبینم خم شوم و بویش کنم
دنبال قاصدکها بدوم!
در گوششان آرزو کنم و آن را فوت کنم
تابستان که میشود، با آب...
وقتی که توو چشام 👀میکنی اون چشمای نازو باز بسته اش انگاری شب میره کنار و ماه🌝 میاد توو با دار💊 و دسته اش وقتی توو بغل💏 من فقط من ، واسه تو بهشته بدون که روی قلبِ💖 من بزرگ اسمتو نوشته وقتی لش میکنی توو بغلم 💏با ناز و...
*بازم مثل همیشه،شبا که خوابم نمیبرد
تست هوش میزدم...
طبق عادت هر شب صدای نفس نفس زدناشو از تو حال میشنیدم...
خواستم به خاطر رفتار دیشبش باهاش حرف نزنم
اما وقتی کابوس میدید نمیتونستم تنهاش بذارم!
گوشیمو گذاشتم رو میز چوبی قهوه ای رنگ توی پذیرایی و رفتم طرف اتاقش......
حالا که رفته ام
دوباره
پشت پنجره نشسته ای
شاید بر گردم
ولی نه؟!
کسی ،دوباره به کوچه ی بن بست بر نمی گردد.....
حجت اله حبیبی
═══••✿°•☔🌧•°✿••═══
من خستم...!
کوه نکندم...،
من دل کندم،
دل کنده م اززندگی...!
دلم گرفته ،
ازدنیایِ خاکستری رنگ،
ازاونی که منونمیبیند...!
من ازدنیامتنفرم...؟!
نه نیستم...
دلِ من ازسنگ نیست...
ازشیشه ای لطیفه،
که به یک گردگیری حسابی نیازداره...
فکر کردم...
فکرکردم به اینکه سال های بعد،
رنگین کمونِ زندگیِ من،...
وای از آن روز ک زخمِ تازه ترمیمِ دلت ب خاطره ای گیر کند...
می سوزد
باز می شود
خون می آید
و اگر برای بهبودش کاری از دستت بر نیاید قطعا عفونتش ت را خواهد کشت.
و من یک مُرده ی نبض دارم...
میرسه جون به لبات
اضافه شد خون به شبات
پُشتِ هم میخورى پَسى
وسط جهنم ، ته رام
چون من یه پرنده ام
په اعدام یا قفس سَهم منه
ولى هنوز دَرندم بَرِ جام
میرسه به گوش نعره هات
با یه سرى گوش تلخه لات
جعمین هر شبى دور هم...