بلد بودن نمی خواهد ... هر شب خواب تو را دیدن ... ! دوست داشتن می خواهد که من دارمت زیاد ️️️
بگذار ، بگویند: تو را دوست دارم مگر، دیوانگی شیرین نیست، براے چشم هاے تو؟!
زهرى که بنوشم... زِ لب سرخ تو داروست!
عطرِ تو یادآورِ بهار است برای من، که با هر نفس️ در آغوشت تازه تر می شوم.
عشق️ یعنی اینکه وقت به آغوش کشیدنت بوی تو را بگیرد ذره ذره ی وجودم ... ️️️
بیراهه هم … برای خودش راهیست !! وقتی … قرار باشد ! مرا به تو برساند …️️ ️️️
چه عالم هاست در هر تار مویت بیفشان زلف کز عالم گسستم
بوسیدن خنده هایت زیر نم باران که آرام آرام اردیبهشت را در آغوش مى کشد زیباترین عاشقانه ایست که خدا هم از تماشاى آن لذت میبَرد!! ️️️
️دلم ... ️نگاهت را میخواهد، ️اندکی هم لبخندت ️تا باور کنم، زندگی زیباست! ️کمی هم دوستت دارم گفتنت را ️برای زنده ماندنم! ️میبینی چه کم توقع ام... ️️️
من مُرده ام؛ قلبم نمی تپد، چشمم نمی بیند اما گوش هایم منتظرند از زبان تو بشنوند که می گویی : دوستت دارم...
ساده نگذر از بهار؛ وعده گاه قلب هاے عاشق است اردیبهشت...!️
هر کسی را بهر کاری ساختند؛ کار من، دیوانه ی او بودن است... ️️️
... مثل سیب ممنوعه بودى برایم براى بدست آوردنت،رانده شدن از بهشت را به جان خریدم!
دلچسب است بودنت را می گویم تو اولین احساس قشنگ قلبمی ️️️
ڴر یاد تو جرم اسٺ غمی نیسٺ که عشق اسٺ...
عزیزِ لحظه های من دلم شانه های امن تو را میخواهد چه کنم دل است و کارش عاشقی عشق کاری کرده به هر بهانه ای هوای تو کند...️
همین قدر بگویم دوست داشتنت کار هرکسی نیست به من بسپارش..
آه، وقتی که تو، لبخند نگاهت را می تابانی؛ موج موسیقیِ عشق از دلم می گذرد...
شب چیزی شبیه بازوان مردانه یِ توست به راستی چه زیباست غرق شدن در آغوش تویی که قشنگ ترین وقت بخیر دنیای منی
ربود هوش مرا چشم او به سرمستی...
نمیتوانے احساست را پنهان ڪنی دلبر جان.... مگر نمیدانے ڪه من همسایه ے دیوار به دیوارِ قلبت هستم ؟!.... بارها شنیده ام .... نبضِ تندِ هیجانش را ... وقتی ڪه صداے قدمهایم را میشنود....
تو در دیوانه کردن محشری...
قصه ی بهار که به اردیبهشت رسید؛ خداوند لبخند زد و، عشق را میانِ من و تو آفرید...!
از امشب شب زنده داری ها در قعر آغوش تو️ چه آغاز شیرینی دارند...! ️️️