تُ اعتیاد آورترین مخدر جهانی که ترک کردنت محال است..
میخواهمت... این خلاصه ی تمام حرفهای عاشقانه ی دنیاست
مذاکره فقط با چشات توافق فقط با آغوشت...!
میخواهمت کو واژهای که سادهتر از این بیان کنم؟!
به طُ بدهکارَم دستِ کمْ یِک جآن برای هَر لبخندَت
بی تو نفس کشیدنم عمر تباه کردن است ...
من و تو نیمه های گمشده هم بوده ایم اما …. تو نیمه بهتر آن
من معجزه را فردی می نامم که میشود در آغوشش عالم و آدم را از یاد برد...
نگاه کن چه پیر میشوند رویاهایی که تو را نیافته جهان را ترک میکنند
لبخند تورا به دنیا ندهم
برای تو از ته دل تموم آرزوم اینه روی قشنگیه لبات همیشه خنده بشینه
آذرماهی ها مثل شیشه زود میشکنند! اما ناجور میبرند...
گیسو بیفشان بید نامجنون من! در باد بی گردهافشانی گلی پابند گلدان نیست
جان و جهانِ ما شده کیست به او خبر دهد .
برادری به زبان بود، ما ندانستیم فقط به خاطر نان بود، ما ندانستیم
به حرف قلبت گوش نکن اگه اهمیت بدى دیوونه میشى...
پیاده کن از دلت... ادمی را که تو را دربست نمیخواهد....
شهر خیسه دلم ابر بهاره دلتنگ توام کجایی؟
کم کن این فاصله را قصه بغل می خواهد...
پاییز را دوست دارم تو را به من بخشیده...
همه حال خوشم از تو
من فکر میکنم همهی دختران شهر فهمیدهاند جای تو را پُر نمیکنند
برای دیدنم پلی بگذار شاید فردا برگشتی
آنقدر نیمه نماها به تنم زخم زدند نیمه ی گمشده ام آمد و من را نشناخت