تو ، خوبترین اتفاق ممکنی وقتی که ، اولِ صبح در یادم میافتی ... ️️️
تو دست نشاندهی کدام ستارهای؟! که در سیاهی دلم برق میزنی!
تو تنها کَسی هستی که بهم قدرت میده تا زندگی کنم ️️️
نگاهتو گره بزن به من؛ حس امنیت میکنم! وقتی که تو درگیر منی... ️️️
تو اصن همونی هستی که شهریار میگه: بدون وجودش شهر ارزش دیدن هم ندارد ️️️
♡ نخواهم عمر فانی را تویی عمر عزیز من...
پاکترین هوا همان هوایست که دلمان هوای همدیگر را میکند...
من به تو معتاد و بیمارم...
تو تیکه ای از قلب من نیستی همه وجود منی ️️️
♡ روزگاریست که سودای تو در سر دارم مگرم سر برود تا برود سودایت
جاری میشوی هر صبح در باور چشم هایم ... نفس میکشم عطر دلنواز دستانت را ..
منمعتقدم وقتی دوستش داری و دوستت داره بهم دیگه محرمید
بعد ها تاریخ می گوید که چشمانت چه کرد ؟ با من تنهاتر از ستار خان بی سپاه . .
روی تو را که ببینم بخیر میشود صبح هر روزم.. ️️️
چراغ روشنِ شب ؛ نشان بودن ست ، ڪہ هنوز ؛ نفس مۍ ڪشد در من...!
دلبر جان لبخند تو را دوست دارم دوست دارم تو را دوست دارم
خیال دیدنت چه دلپذیر بود
عاشقِ با تو بودنم
هرچه هستی باش اما کاش... نه،جز اینم آرزویی نیست هرچه هستی باش فقط باش...!
خیالِ خوبِ تو لبخند می شود به لبم وگرنه این منِ دیوانه غصه ها دارد ...
خدا کند که اگر بینمان کدورت بود به حد فاصل دیوار و در خلاصه شود
حسادت می کنم با هر که دستش لای موهایت حسادت می کنم حتی به این موگیر ها، تل ها
همه جا هم اسراف بد نیست درست مثل جای لب تو روی گونه من ️️️
تا عطر تنت اینجاست نبضم به تو وابسته ست با بوی نفسهایت، جانانه شدن با من...