گر تو گرفتارم کنی من با گرفتاری خوشم...
کلا سیستمت جوریه که آدم دلش میخواد فدات شه
آغوش تو همان امنیتی است که یک جهان از خواستنش دم میزنند...
تو تا ابد تو قلبمی،منم تو قلب توام...
شب بخیر گفتن ما محض ادای ادب است، ورنه چون شب برسد اول بیداری ماست ...
سوگند بہ نامت ڪہ تو آرام منی... ️️️
خبرداری که شهری روی لبخند تو شاعر شد ؟ چرا اینگونه کافرگونه،بیرحمانه ،میخندی؟
به نفس می مانی دوست داشتنت قطع شود می میرم....
خنده ی تو برای من دوست داشتنی ترین فصله...
در جوّ زمین نیز بدون تو نفس نیست برگشته ام اکسیژن ناب از تو بگیرم
من خیلی دوست دارما خیلی به چشات قسم
درگیرِ یک نگاهِ تو شد روزگار من
عطر تو...دارد این هوا سر به هوا ترین منم..!
هر جارو بگردم باز پایتخت قلبم تویی..
نمی گویم همین شب های ابرآلود برگردی تو فرصت داری اصلاً تا ابد...تا زود برگردی
عقل میگفت برو عشق به پایان آمد عشق میگفت بمان،سوتفاهم شده است...
جناب شعرهای من حواست هست دلتنگم برای حجم آغوشت تمام عمر می جنگم
خوشبخت ترینم چون تو رو دارم تویی که حتی فکر کردن بهت قلبمو آروم میکنه...
لبخندی بزن لبخندِ تو شیرین است دارو به چه کار آید لبخندِ تو تسکین است...
گفتم عاشق نیستم! مادرم خندید و گفت: لابد گل های بالش ات را شب ها من آب میدهم...
شک ندارم مادرم فهمیده من میخواهمت... سجده های آخرش این روزها طولانی است!
سوگند به نامت که یک دم رها نمی کند نقش تو خیالم را...
از طعمِ لبت شرکت مینو گله مند است چون نرخ شکر هم به لب و بوس تو بند است
روسری های تو باعث شده زنبور عسل جای گل، حسرت و اندوه به کندو ببرد