فراموش نکن ک خودت را دوست داشته باشی
چونکه اسرارت نهان در دل شود آن مرادت زودتر حاصل شود
من فقط هوایی که هوای تو توش هست و نفس میکشم
حیف که حرفای قشنگ فقط زرّ مفتن
دستِ گرمی وسطِ سوز زمستان بودی زود دلبسته شدن عادتِ دی ماهی هاست
می روم شاید کمی حال شما بهتر شود می گذارم با خیالت روزگارم سر شود
خدا صبر بده به قلبی که چیزی رو میخواد و نمیشه ...
عزّت شاه و گدا زیرِ زمین یکسان است می کند خاک برای همه کس جا خالی
قشنگیای زندگی کجایین؟ رخ نشون بدین!
عاشقان کشتگان معشوقند هر که زنده ست در خطر باشد
من به فنجان تب عشق تو،دریا ریختم... حیف از آن مهری که در پای تو،یکجا ریختم...
رنج ما ، بیش از توان این دل رنجور بود...
از کیمیای مهر تو زر گشت روی من آری به یمن لطف شما خاک زر شود
سایه شکن باش چو نور چراغ
خورشید گر از بام فلک عشق فشاند، خورشید شما، عشق شما، بام شمایید
عشق ما واقعه ای نیست که آخر گردد
هر جراحت که دلم داشت به مرهم به شد داغ دوریست که جز وصل تو درمانش نیست
شور شراب عشق تو آن نفسم رود ز سر کاین سر پر هوس شود خاک در سرای تو
مستی ده و هستی ده ای غمزه خماره تو دلبر و استادی ما عاشق و این کاره
من از تو میمردم اما تو زندگانی من بودی
عشق قهارست و من مقهور عشق چون شکر شیرین شدم از شور عشق
عشقست و عاشقست که باقیست تا ابد
باران ببارد من نیز عاشق میشوم درون آغوش خیس چشمانت لیلا مشهدی
سنگ کسیو به سینه بزنید که بعدا تو سرتون نخوره!!