اسفند من بی لبخند تو️ خالی از شوق رسیدن بهار است.! ️️️
نه دی نه بهمن..️ و نه اسفند هیچ کدامشان حریف گرمای آغوش تو نیست عزیز جانم ...️
چه اسفند و چه فروردین فدایت می کنم خود را مبادا دست هایم را تو با اخمت بلرزانی...
اسفند دارد می رود برای بدرقه اش آب و قرآن می برم اسفند جان خوش آمدی؛ بهار با یک عالمه آرزوی خوب در راه است ، با یک عالمه اردیبهشت بایک عالمه بهار نارنج و بیدمشک آرزو می کنم آنقدر آرزوهای خوب برایمان از آسمان فروردین ببارد که یادمان برود...
خدایا! سالی دیگر به پایان رسید و پا به سال جدید گذاشتیم. " ننه سرما" با تنِ بیمار به دیدار بهار آمد تا بوی غم را با طعم نوروز و سنبل و هفت سین عوض کند. اگرچه خنده های کودکانه را در خیابانها ندیدیم، اگرچه بانگ " حاجی فیروز" را...
اسفند پنج حرف بیشتر نداره ولی واسه پر کردن تنهاییات حرف نداره .
احوال اسفند چه بیمارگونه است انگار بخت دختر بهار رابسته اند
آخرین جمعه ی اسفند تو را کم دارد
اسفند یعنی؛ شاهکار نقاشی خداوند، روی زمین یعنی ترسیم یک تابلو با جوهر عشق یعنی کشیدن رنگین کمان در یک شهر خاکستری یعنی لحظه ی زیبای تولد یک شکوفه در برف
چه اسفندی! چه اسفند غم انگیز و جنون آمیز و محزونی! نه بوی گُل نه شاخ و نغمه ی بلبل نه نوروزی نه رقص حاجی فیروزی نه ماهی قرمز و شمع دل افروزی نه شوق سبزه های گندم و شیرینی مردم نه قیل و قال دوره گرد و نه میلی...
من آبستن صد باران چون ابری در شب زمستان و تو شکوه و دلبری آخر اسفند دست در دست بهار
من اسفندو خیلی دوست دارم چون تورو بهم داد. اسفند ماهی جان تولدت مبارک
تو رسیدی در بهاری ترین ماه زمستان اسفند است و تورا دارم و این یعنی سقف آرزوهایم... .
اسفند زیبا اما بدون اعتماد به نفس شیرین و دوست داشتنی خونسرد اما تند خو هیچوقت نمیتونه قانع باشه آینده نگر و کم حوصله عشقش مرموز و پنهان
اسفند ماهی سمبل:ماهی عنصر:آب روز اقبال:جمعه سنگ خوش یمن:یاقوت کبود رنگ:سبز روشن
واپسین دقایقِ سال کهنه به نیکی دِلبَر جانم
زیباییِ این فصل تویی اِسفند که مرا به بهار می رسانی مریم گمار
به یمنِ حضورش زمستان م بهاران ست اِسفند
بارون و اسفند و خنکی ملس هوا.....دستمو از پنجره میارم بیرون و باد منو با خودش میبره. این روزها حسم به دنیا عوض شده و انگار همه چیز سر جای خودش قرار گرفته, باید همه چیز شکل خوشبختی باشه غیر از این نمیشه !
دست اسفند را بگیر رسیدن به بهار بدون دست های تو ممکن نیست...
می بینی؟ با تو همه چیز آنقدر خوب است که اسفند هم یادش رفته هنوز زمستان است...
از راه،فراز آمده با هلهله اسفند وقت است که از نو بسرایم غزلی چند اسفند فراز آمده تا مشعلی از شعر در سینه افسرده ام از نو بفروزد
همه آمدند و از شخصیت ماه تولدشان دلبری کردند و تمام شد... اما نوبتی هم باشد نوبت ته تغاری های خداوند،اسفندی های عزیز است... چه بگویم برایت از شخصیت های اسفند مهربان،مهربان،مهربان.... هر چقدر بگویم مهربان کم است دلشان خیلی نازک است سرِ همین دل نازکی شان خیلی زود رنج...
ماه اسفند است ماه عشق بازی با بهار خوش به حالت که دراین ماه زیبا به دنیا آمدهای عشق من! تولدت مبارک