با آمدنت فهمیدم قبل از تو فقط زنده بودم زندگی نمیکردم !
عاشقانه ترین غزل است دستان تو که میپیچد میان موهای من ️ ️️️
دلم هوسِ بوی بهشت را ڪرده است گردنت را ڪمے نزدیک میآورے ؟ ️️️
عشق ، آموخت مَرا ؛ شکلِ دِگر خندیدن ...!
بهانه که تو باشی شبم میشود شیرین ترین شب عمر ️️️
من اسیر توام و... با تو فقط آزادم️
تو تنهاآدمی هستی که دلم می خواد باهاش حرف بزنم ️️️
جانی که داشتم من، شد محوِ عشقِ جانان!
با تو خوشبخت ترین عاشق تاریخ منم ای که آغوش پر از زندگی ات شد وطنم ️️️
هر جا که روم پرتو کاشانه تویی تو ️️️
تورا چون جانِ خود میدانَمت... ️️️
تو مالڪ تمام احساسم هستے.! ️️️
+ آرامشو توی چیمیبینی؟ - دستاش و آغوشش ️️️
چون قومِ یهودِ وسطِ نیل گرفتار من چشم بر آن پیچشِ زلفت چو عصایی
یک زن تمام زیبایی اش را مدیون مردیست که عاشقانه آنها را می بیند ️️️
باید قبول کرد بعضی از کارها مردونست... مثلِ دوست داشتن یک زن!
بگو کسی نجاتم ندهد من غرق تماشای لبخند تو ام..
من مرگ را دوست دارم اما به دو شرط یا برای تو بمیرم یا با تو بمیرم...
تو قلبم میمونی واسه همیشه
باز شب شد در خیالم مقصدم آغوش توست ...
خوشحالی یعنی اینکه عشقت بهمنی باشه
*ایهالناس* من اورا دوست میدارم زیاد
ریل و قطار از هم جدا باشند میپوسند دور از دل هم، سهم هر دو گریه و زاریست
تو بدون من مرا کم داری من ولی بی تو جهانم خالیست