گردش سال فقط یک شب یلدا دارد من بدون تو هزاران شب یلدا دارم ...
و پاییز در انتظار زمستان بود و شب در انتظار روز و عشق در انتظار عشق..
آنکهرا خوبیکنیم،هارینگیرد آرزوست...
خاطرش نیست ولی خوب به خاطر دارم که در آغوش خودم قول نرفتن میداد
بیخیال زمستان آغوشت که باشد همیشه بهار است...
با من خیالت همره است امشب ...
گاهی گدایِ گدایی و بخت با تو یار نیست گاهی تمام شهر گدای تو می شود
من دلم فقط پیش تو گیره
دلتان شاد! ولی مشکلِ ما یلدا نیست با غمِ باقیِ ایامِ زمستان چه کنیم؟
من چنان غرق شدم در تو که پیدا شدنم ممکن نیست...!!
شیرینیات به کام رقیب است و تلخیاش عمری مرا به خلسهی بیداد میبَرَد...
اگر روزی بدست آرم سر زلف نگارم را شمارم مو به مو شرح غم شبهای تارم را
خوش تر از دوران عشق ایام نیست ...
خشکیده دریا میان نفت ماهی ، دودی شده
قَشَنگیِه عِشق اونجاشِه کِه کِِنارِش حالِت بِهتَرینِه
دوست دارم دیونه با یک هزار بهونه میخوام همه بدونند تو هستی یکی یدونه
مجادله ، بذرِ شرّ است !
آرزوی داشتنت تنها خواسته ام از خداست ... ️️️
مات و مبهوت توام ماه تماشایی من️ ️️️
عشق قشنگم تو جون بخواه من میشم فدات قربونت برم یکی یدونم
خورشید اگر گم شود از عرصه ی عالم من دست تو گیرم به لب بام برآرم
دست در زلف تو بردم که شب آغاز شود حیف ! یلدای من این بار نشد طولانی
برگ ها گوششان را سپرده اند به زمین یلدا آخرین لالایی اش را خواهد خواند
آرام در گوشم بخوان آواز خود را بگذار مرد عاشقت خوشبخت باشد