دهنم تلخ شد از بی شکری ، بی عسلی ! تو شرابی و تویی قندِ مکرر ، جانا !
تو ماه منی که تو بارون رسیدی امید منی تو شب ناامیدی
من مات توام... شاه دلم باش
خداوندا اگرجایی دلی بی تاب دلدار است نمیدانم چطور اما خودت پا در میانی کن
دلم می گیرد او هست من هستم اما قسمت نیست...
دیوارهای خانه همه خیس از غم هاست
دلبسته شدن حس قشنگیست ولی نه بگذار که با بی کسیام انس بگیرم
خیالى نیست دیگر دردهایم را نمى گویم به روى دردهاى کهنه ام تشدید بگذارید
چه رسم تلخی ست تو،بی خبر از من و تمام من،درگیر تو !
تهمت نالایقی برما زدی رفتی قبول در پی لایق برو ماهم تماشایش کنیم ...!
چو تو خنده بر گشایی زلبت نبات خیزد چو تو خنده بر گشایی
بودنت را با تمام نفس های دنیا ترجیح میدم تولدت مبارک خاص ترینم
این شعر، آخرین غزل من برای توست تقدیم شد به دار و ندارم، به هیچ کس... .
خزان به لطف تو چشم و چراغ تقویم است *آذر ماهی جانم تولدت مبارک*
نگو که شب شده راحت بخواب، راحت نیست! که بی تو این دلِ تنگ و خراب راحت نیست
از حسرت دیدار همین قدر بدان که همرنگ شده بخت من و موی سپاهت ... . .
اسیر گریه ی بی اختیارخویشتنم فغان که درکف من اختیاربایدو نیست
در قفل فروبسته ی غم های دل خویش آن کهنه کلیدیم که دندانه نداریم
اگه رویاى خودتو نسازى یکى استخدامت میکنه تا رویاش رو بسازى
یا خانه تنگ تر شده یا من در خودم جا نمی شوم نفس رفته است نمی آید!
اگر پی ببری که در قلبت به کس دیگری اهمیت میدهی ، به موفقیت رسیدهای ...
برگ ها می ریزند/ورق به ورق لای پاییز/فریاد درختان
و چه صبحی بشود لحظه تابیدن توُ ... ️️️
غم آخر بود رفتنت