هر جایی که سقف داشت و بویِ غذا از آن به مَشام می رسید که اسمش خانه نیست... خانه یِ آدمی درست در میانِ بازوانِ دلبری است که بویِ عطرِ تنش به یاد ماندنی ترین رایحه یِ دنیاست...
او رفته بود و من به این باور رسیده بودم، که قوانینِ این کشور به هیچ دردی نمی خورد وقتی مهمان می تواند وقتِ رفتن، خانه را نیز با خودش ببرد!
دریا را دید اقیانوس را هم هیچ کدام اما ، شبیه خانه نبود ماهی کوچک ... به تنگ خود بازگشت !
دیر برسی همه چیر تمام می شود حتی مادر ....... لبی که آمده بود بگوید دوستت دارم بوسه ای شد بر پیشانی سردش کاش می دانست آن فانوس روشن بر درگاه خانه همیشه روشن نخواهد ماند
این مه غلیظی که آن سوی آب ها به خانه ات رسیده است تمام اسپندهای تهران بود که دیروز برای سلامتی ات دود کردم
یک خانه وقتی خانه می شود که غذا و آتش را علاوه بر بدن، برای ذهن هم فراهم کند.
این بهار در خانه سبز می شویم در خانه جوانه میزنیم در خانه شکوفه می دهیم
تو برای من مثل خانه می مانی جایی هستی که به آن تعلق دارم و تنها جاییکه بارها و بارها به آن سر می زنم من هرگز تو را ترک نخواهم کرد تولدت مبارک عشقم
هر زنی که مشکلات اداره کردن یک خانه را بفهمد، بهتر می تواند مشکلات اداره کردن یک کشور را بفهمد.
هیچ جا مثل خانه نیست.
بوی دستان پراز تاول و نان می آید چه قشنگ است پدر خنده کنان می آید به نگاه پدرم خنده همیشه جاری است با حضورش به خدا خانه به جان می آید
به هر بهانه ای از خانه می زند بیرون کسی که خاطره هایش پر از خیابان است
وقتی می آمدی حیاط پر میشد از عطر ترنج ها... حالا تورفته ای و ... خانه مان پر شده از رنج ها
راه سردو خانه سردو سفره سردو قلب سرد ای دوصد لعنت به هرچه سردی و دورانِ سرد
کدام پل در کجای جهان شکسته است که هیچ کس به خانه اش نمی رسد
هر کس به خانه ای برای زندگی نیاز دارد اما این یک خانواده حامی ست که خانه می سازد
خانه جایی است که خانواده ام است از والدین تا همسر، از خواهر و برادر تا بچه ها، برادرزاده ها و خواهرزاده ها خانواده یعنی همه چیز … خانواده من دنیای من است قلب من است روح من است خون در رگ های من است
خانه یعنی داشتن جایی برای رفتن به آن خانواده یعنی داشتن کسی که به تو عشق می ورزد و داشتن هر دوی آن ها نعمت و خوشبختی است
در سبد کالا دل ضعفه دیگ خانه بود
از تو پر است خانه حتی اگر نباشی ...
تنور می سوزد ترازو اه می کشد ما، هرغروب بایک بغل داغ سنگک به خانه بازمی گردیم .//
ﻫﺮﮔﺰ ﮐﻮﺩﮐﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺟﻤﻠﻪﯼ ﺑﺬﺍﺭ ﺑﺮﺳﯿﻢ ﺧﻮﻧﻪ ﺣﺴﺎﺑﺘﻮ ﻣﯿﺮﺳﻢ، ﺗﻬﺪﯾﺪ ﻧﮑﻨﯿﺪ … ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺮﺯﻧﺪﺗﺎﻥ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﺤﻞ ﺍﻣﻨﯿﺖ ﻭ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺑﺎﺷﺪ . تو همون خیابون بزنین تو سرش تا حالش جا بیاد کارشناس علوم تربیتی
بدون تو خانه خالی از هر شور و جنبشی ست، به خانه می روم … نیستی و انگار چیزی گم شده ست.. برگرد تا خانه بهشت شود ای صاحب زیباترین چشم های جهان، برگرد تا دوباره نفس های من آغاز شود عشق شیرینم
همسر مهربانم وقتی بین بازوان تو هستم احساس میکنم در خانهام و الان خیلی برای خانه غمگین هستم دلم برات تنگ شده عشق جاودانه ی من