شعر غمگین عاشقانه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات شعر غمگین عاشقانه
امشب به ملاقاتم نیامدی و
چراغ خنده هایت را برایم نیفروختی!
تا بدانی،
خشک شدن چشمه ی لب هایت چه بر سرم آورده است...
شعر: برهان برزنجی
ترجمه: زانا کوردستانی
روی کاغذ سپید می نویسم:
لبخند / بهار / عشق
بی تو سیاه پوشند
،
دیرگاهیست
لبخند تو
بهار عشق من نیست.
در جستجوی تو،
همچون پروانه، به پرواز در می آیم
و خودم را می گویم: شاید همچون گلی
در باغچه ای بیابمت.
جایی نمانده که برای یافتنت نگشته باشم
و نیافتنت، زخمی بر روح و جان من نشده باشد!
برگ برگ درختان را می بوسم
به این امید که اثری...
ببین ای ماه !
امشب
در خیالم باز
یادش می کند پرواز
به آهنگی
که هر دَم می نوازد
کنجِ تنهایی
دلم با سازِ غربت ها
ولی نه
چشمِ سایه
گوییا
از پشتِ دیواریِ که چیده
بینِ ما
این روزگارِ تلخ
مرا
آهسته می پاید
مرا با کینه ی در...
کجایی بی تو تنها ، بی تو پر غم
به تنهایی نشستم غرقِ ماتم
دلم بی تاب و هجرانت شده درد
بیا جانا ! بیا ای همچو مرهم
بادصبا
نیستی لیلای من ! از غصه دلخون گشته ام
بی تو کنجِ غم اسیرم، بی تو محزون گشته ام
بی وفا ! رسمِ وفاداری نبود این رفتنت
ماهِ من پنهان شدی، مجنونِ مغبون گشته ام
گشته چون ویرانه ای کاشانه ی دل بعد تو
ای دریغا با غمت از خویش...
قامت همچو سروش پشته پیل تنم بود
چال رخ خیالش تاج این سرم بود
مژه ی سیه فامش پرده خلوتم بود
گهر سخن دهانش نقل محفلم بود
شیرین طعم لبانش رونق این ، دلم بود
عطر خوش وجودش جاری به پیرهنم بود
رفت و نماند، چوفهمید هستی این دلم بود...