شعر کوتاه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات شعر کوتاه
من هیچ برف را دوست ندارم!
نمی دانم چگونه ست که او بدون هیچ پیغام و پسغامی پیدایش می شود و
در خانه ام را می کوبد.
برف نمی داند که او برای من مهمان ناخوانده ای ست و
چون گردبادی، سامان دلم را از هم می پاشد و
به...
سرخی نامت
عشق را
سینه ریزی می کند
بر گردن تاریخ
باد صبا
پلی خواهم زد
میان دستان احساس
تا با گام های عشق
قدم بگذاریم به مهر
بر سرزمین همیشه سبز
بادصبا
همچو لاک پشتی که هنگام خطر
سر به لاک خویش برد،
عمریست حیران سر به لاک خویشم.
محمدرضا دهگان
ورقم
قلنج
کرده
زخم
تبر
کاریست...
مجموعه شیوا
به پرواز در می آورد
بادبادک آرزوها را
دخترک قصه ها
بادصبا
چون ققنوسی
می سوزد
بال و پر احساسم
و خاکستر می شود
تمام هستی ام با شراره ی عشق
و من
سبکبال
دوباره جوانه خواهم زد
نه یک بار
بلکه هزاران بار
تا صبحگاه آمدنت
پایکوبان
به تصویر بکشم
در شعله های عشق
رقص عاشقانه را
بادصبا
ای نسیمِ صبحگاهی
مرا با خود
به سرزمینی ببر
که بابونه های وحشی
هم آغوشِ بنفشه ها
هر صبح
می خوانند
آوازِ عاشقی را
آنجا که
از عطرِ نفسهایِ گلهایِ یاس
گیسوانِ درهمِ درختانِ افرا
به رقص می آیند
و از خیسیِ چشمِ آسمانش
عشق، جوانه می زند
پایِ سپیدارهایِ...
تو و بارانِ احساسی
که می بارد
به جانِ هرلحظه
آهسته
و روشن
چشمِ ماهِ آسمان
از چرخشِ نرمِ قلم
بر سطرِ سطر
دفترِ قلبِ بی تابم
بادصبا
می رقصند
بر بال نسیم
خنده های کودکی ام
باد صبا
سبز می شود
درخت انتظار
حتی
در حصار زمان
باد صبا
مشق می کند
به جرم عشق
چشم بارانی ام
در دریای دلتنگی
بادصبا