متن فاتح
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات فاتح
شعر من نیز، اگر نام تو را زمزمه کند،
از وزن و قافیه میگریزد،
به رقصی بینقاب بدل میشود،
و در آتشِ نگاهت،
تمامِ غمها را به خاکستر میسپارد.
تو که باشی،
دیگر هیچ واژهای،
جز «عشق»،
جرأتِ ماندن ندارد.
تو بگو،
که اگر جانم به جانِ تو گره خورد،
چه کنم جز تپیدن در هوای دیدارت؟
هر نفس،
چون گلِ صحرایی،
به امیدِ بارانِ نگاهت میشکفد...
و اگر اشکِ روانم،
راهی به دامانِ تو بیابد،
آنگاه،
تمامِ شب،
غرقِ لبخندِ لبانت خواهم شد.
چون شکستیم به صد پاره، چه جایی به شکست؟
بادِ غم آمد و دید، از دلِ ما هیچ نماند...
به زور اگر شکوفه کنی، دل به تو گل میبخشد
چو ماهیی که زِ آبِ تیره، نورِ عشق میگیرد
اگرچه سنگِ غم، دهانِ پسته را خندان کند
منم نسیمِ بهاری که زخم را بوسه میگیرد
در روزهای دیماه
که برف، آرام بر شانهها مینشیند
من صدایت را نه در جیب،
که در رگهای خستهام میگذارم
نام کوچک تو،
چراغیست در کوچههای بلندِ غربت
و اگر بازگردی،
هرچند مرا نشناسی،
من از نگاهت دوباره متولد میشوم.
تو را خبر ز شبِ بیسحر باید و نیست
چراغِ دل به فروغِ نظر باید و نیست
هر نگاه،
تکرارِ توست در آیینه،
و جهان، جز تو، تصویری ندارد.
چایِ تازهدم، شبیه لبخند توست؛ گرم و آرام.
هر نسیمِ صبحگاهی، عطرِ دستهای تو را دارد.
"چشم تو"
چشم تو، جشنِ غزل، باده به مینا زده است
خندهات، برقِ سحر، طعنه به دریا زده است
بیگمان بعدِ تو، آیینهی دل گفت به خویش
که خدا بار دگر، نغمه به شیدا زده است
آسمان طاقتِ دو ماه و دو خورشید نداشت
پس قلم دست به یک حکمتِ...
«غمِ شیرین»
چه خوش است این غمِ پنهان، که به جانم تو نهادی
که به هر آه، به هر اشک، نفس تازه دادی
نه به شادی، نه به خواب و نه خیالِ گذرا
که به رویای تو، ای عشق، جهان تازه دادی
به نگاهت همه سبزی، به نفسها همه نور...
🍂 به من آهسته بگو...
به من آهسته بگو،
که هنوز در این جهانِ پُر زخم،
جایی هست برای دوستداشتن،
برای نفسهای گرم،
برای دلهایی که از رنج نمیرنجد...
به من آهسته بگو،
که عشق هنوز سلام میکند،
و کوچهی ما،
با تمامِ خاکِ بدیها،
راهیست به سمتِ روشنی...
من...
کدام شاه کشورگشایی
کدام سردار سلاح به دستی
کدام فاتح تاریخ
کدام پیروز میدانی چون من توانست چنین فتح عظیمی را رقم بزند
من فاتح بی تاج ،بی سلاح و بی سرباز
\قلب توام \
و چه جهانی از آن بالاتر....
سازهای آبی-سولماز رضایی
آدم ها موجودات خوبی نیستند...
گاهی چه قادر توی ذوقت می زنند...
گاهی چه واضح امیدت را می کشند.. .
گاهی چه کاشف عیب هایت را می یابند...
گاهی چه فاتح قلبت را می درند...
گاهی چه نادم خوبی می کنند...
گاهی چه عاشق ترحم می کنند...
و...
گاهی چه...