ز غم مباش غمین و مشو ز شادی شاد که شادی و غمِ گیتی نمیکنند دوام ...
در آی از دَرَم ای صبح آرزومندان که سوخت شمع من از انتظارِ خندهى تو
گره از دلم باز میکند نگاهت....
بهار مردمى ها دى شد... زمان مهربانى طى شد...
من همانم که تمامم شده است وقف دل تو
خوش به حال من ودریا و غروب و خورشید و چه بی ذوق جهانی که مرا با تو ندید
الهی قربون خنده های قشنگت عشقم
وطنم؟ آنجا که تویی ...
دو پرنده یادمانِ پروازی و گلویی خاموش یادمانِ آوازی.
دل به دل راه ندارد که به عینی دیدم دل من غرق در آشوب و لبش خندان بود
دلم را که مرور میکنم تمام آن از آن توست عزیز دلم تولدت مبارک
تو... تکرار نمی شوی این منم که دلبسته تر می شوم...!
ور گُل کُند صَد دِلبرۍ اِۍ جان تو چیزۍ دیگرۍ ... ️️️
بیمار خنده هاے توام ،بیشتر بخند ...
مرا به صبحی بخوان که در آن طلوع می کنی ️️️
دلگرمی ، یعنی شش دانگِ آغوشت بخورد تا ابد به نامم ... ️️️
دلم اسارتی میخواهد از جنس تو ... مثل حبس شدن گوشه آغوشت ️️️
من نیازم از لبت دوستت دارم شنیدنه ️️️
- چرا کشتیش؟ +احساساتِ خودمه آقای قاضی،گوه خوریش به شما نیومده!
یه روزی تموم اشکام !!رو قلبت اسید میشه.....
همه دنیا فهمید من یه زمانی عاشق بودم اما اونی که باید می فهمید نفهمید!!
چه آرزوهایی که با رفتنت برایم حسرت شد حسرت.....
رفتی و آسمان به حرف آمد تو نبودی چقدر برف آمد
سلامِ خوبی دادم ؛ ولی او خداحافظیِ بهتری کرد !